|
جمعه ای دیگر ، با ظاهری آرام ، ولی پر تلاطم از راه رسید!
ما ، ناخدای کشتی این اقیانوس موّاج را ، در آن جزر و مدهای روزگار گم کرده ایم ! کاش روزی ، دریای طوفانی آرام می گرفت ! آنروز ، سکاندارِ کشتی نجات ، ما را به ساحلی امن رهنمون می گشت ! و من ، دیگر نمی گفتم : در عمق دریاها دنبال سر پناهی بگرد! و یا در آسمان های بی کران ، آرامش را جستجو کن ! فقط فریاد می زدم : آی آزاده ها؛ جمعه آمد
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۳ساعت 9:29  توسط محک
|
|