.:.:.از تمام داشته هایت که به آن می بالی خدا را جدا کن ببین چه داری و به همه کمبود هایت که از آن می نالی خدا را بیفزا ببین چه کم داری؟.:.:.

دانش خانواده و جمعیت- مهر96
سلام علیکم
این ترم سوالات بصورت تشریحی است ولی از سوالات تستی هم غافل نشوید که ممکن است تشریحی ها از لابلای تستی ها طرح بشود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دانش خانواده و جمعیت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1--) سلام علیکم
1-) دلیل فطری بودن ازدواج چیست ؟
مجهّز بودن زن و مرد به اندام و نيز غريزه توليد نسل است و هر دو جنس به يك اندازه داراى اين غريزه هستند؛ گر چه زن از عواطف فطرى متناسب با تربيت و تغذيه فرزند نيز برخوردار است.
اصل پيوستگى مرد و زن، از چيزهايى است كه طبيعت انسانى، بلكه حيوانى به بهترين وجه آن را آشكار نموده و اسلام نيز كه دين فطرت است آن را پذيرفته و ترغيب و تشويق كرده است.
2-) صورت های مختلف نکوهش عزوبت (تجرد) را فقط نام ببرید
الف- برترى عبادت همسرداران: ب- بدترين مردگان: ج- برادران شيطان: د- لعنت و نكوهش: ه- برترى نداشتن عزوبت:
3-) اهداف اصلی ازدواج کدام است ؟
. الف- تكثير نسل‏ : . ب- آرامش روحى . ج- تأمين غريزه جنسى‏ . د- حفظ دين‏
4-) فضایل اخلاقی مربوط به اخلاق جنسی را نام برده ویکی را به دلخواه توضیح دهید ؟
 1- عفت و پاکدامنی2-غیرت3-حجاب و  ترک خود آرایی در انظار عمومی
5-) شرایط همسر خوب را نام ببرید
1ـ تقوا و تدین : 2ـ اصالت خانوادگی : 3ـ اخلاق نیکو : . 4- كفو بودن  5_ هماهنگى فكرى و فرهنگى. 6- سلامت فكر و روان‏ ‏
6-(مهم ترین عامل پیوستگی زن و مردچیست؟توليد نسل در زندگى بشر، مهمترين عاملى است كه اين پيوستگى را در قالب ازدواج ريخته، آن را از صورت اختلاط بى‏بند و بار و كامجويى آزادانه زن و مرد خارج ساخته و به صورت نكاح و زناشويى درآورده است.
7-) منظور از «کفو بودن » چیست ؟ هم کفو بودن زن ومرد در چه چیزی دارای اهمیت است؟منظور از «كفو بودن»، هم شأن بودن و هم سطح بودن زن و شوهر است، و آن از نظر شرع عبارت از مساوات در دين، و از نظر عرف، مساوات در حسب و نَسَب، ثروت، شرف و مانند اينها. هم‏شأنى در ايمان، تقوا و ارزشهاى معنوى
8-) ازدواج چیست ؟
ازدواج در حقيقت يك پيمان و پيوند حقوقى و اخلاقى است كه طرفين مى‏خواهند در غم و شادى، سلامت و بيمارى شريك و در همه مراحل زندگى غمخوار و پشتيبان هم باشند
 9-) جمله«ازدواج کاخ محبت است » به چه معناست؟
كانون خانواده محيط مناسب و لازمى براى تأمين سلامت روحى و سعادت انسان است.نيازهاى روحى و مادّى انسان از ابتداى طفوليّت تا انتهاى كهولت در اين محيط پرمِهر تأمين مى‏شود، بگونه‏اى كه هيچ جايگزين مناسبى نمى‏توان براى آن پيدا كرد. اهميّت كانون خانواده در زندگى انسان و نقش مؤثّر آن در سعادت او بگونه‏اى است كه خانواده را محبوبترين نهاد نزد خداوند بزرگ قرار داده است. رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره فرمود: «ما بُنِىَ بِناءٌ فِى الْاسْلامِ احَبُّ الَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنَ التَّزْويجِ»هيچ بنايى در اسلام در پيشگاه خدا محبوبتر از ازدواج پى ريزى نشده است. تأكيد فراوان پيشوايان دين در تشكيل خانواده و حفظ آن از فروپاشى، به جهت آثار زندگى بخش و سازنده آن است خانواده‏اى كه صفا و صميميت و روحيه همكارى و همدلى در آن موج مى‏زند، بزرگترين موهبت و سرمايه زندگى به شمار مى‏آي
9-)فضایل اخلاقی در مورد غریزه جنسی را بنویسید؟1-)ـ عفت و پاکدامنی 2ـ غیرت 3ـ حجاب و ترک خود آرایی در انظار عمومی
10-) دلیل فطری بودن ازدواج چیست ؟
مجهّز بودن زن و مرد به اندام و نيز غريزه توليد نسل است و هر دو جنس به يك اندازه داراى اين غريزه هستند؛ گر چه زن از عواطف فطرى متناسب با تربيت و تغذيه فرزند نيز برخوردار است.
اصل پيوستگى مرد و زن، از چيزهايى است كه طبيعت انسانى، بلكه حيوانى به بهترين وجه آن را آشكار نموده و اسلام نيز كه دين فطرت است آن را پذيرفته و ترغيب و تشويق كرده است.
11-) اهمیت ازدواج از منظر قرآن را توضیح دهید
در ديدگاه قرآن، زندگى زناشويى و خلقت انسان بر مبناى «زوجين» (زن و شوى)، از نشانه‏هاى خداوند در آفرينش به شمار مى‏رود. در سوره روم، شش مسأله در عالم‏خلقت به عنوان نشانه‏هاى وحدانيّت خداوند در ربوبيت و الوهيت شمرده شده كه يكى از آنها، خلقت «زوج» براى آدمى است: «وَ مِنْ آياتِهِ انْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ انْفُسِكُمْ ازْواجاً ...» و از نشانه‏هاى او اين [است‏] كه همسرانى از نوع خودتان براى شما آفريد ....جفت‏آفرينى زن و مرد، از اهدافِ بلندِ آفرينش و زمينه رشد و كمال آنهاست، چه‏اينكه، هر يك از زن و مرد، به تنهايى ناقص بوده و به ديگرى نيازمند است و همين نقص و احتياج است كه آنها را به سوى هم جذب مى‏كند و با رسيدن به يكديگر به آرامش و سكون دست مى‏يابند.
اين امر، اختصاص به انسانهاى عادى و معمولى ندارد، بلكه پيامبران نيز- كه وارستگان جامعه هستند- براى رعايت اصولى تكوينىِ خويش و ارضاى مشروع نيازهاى جنسى، به ازدواج روآورده، جامعه كوچكِ «خانواده» را تشكيل مى‏دادند. قرآن كريم، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را مخاطب قرار داده، مى‏فرمايد:
 «وَ لَقَدْ ارْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَ جَعَلْنا لَهُمْ ازْواجاً وَ ذُرِّيَّةً» پيش از تو (نيز) پيامبرانى فرستاديم؛ و براى آنها همسران و فرزندانى قرار داديم.
ازدواج، از نظر قرآن از چنان ضرورت و اهميّتى برخوردار است كه هيچ چيز، حتّى تهيدستى نمى‏تواند مانع انجام آن شود: «وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى‏ مِنْكُمْ وَالصَّالِحينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ امائِكُمْ انْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ» مردان و زنان بى‏همسر و غلامان و كنيزان درستكارتان را همسر دهيد؛ اگر تنگدست باشند، خداوند به لطف خود آنان را بى‏نياز مى‏سازد، خداوند گشايش دهنده‏اى آگاه است.
12-) صورت های مختلف نکوهش عزوبت (تجرد) را فقط نام ببرید
الف- برترى عبادت همسرداران: ب- بدترين مردگان: ج- برادران شيطان: د- لعنت و نكوهش: ه- برترى نداشتن عزوبت:
13-) اهداف اصلی ازدواج کدام است ؟
. الف- تكثير نسل‏ : . ب- آرامش روحى . ج- تأمين غريزه جنسى‏ . د- حفظ دين‏
14-) منظور از «کفو بودن » چیست ؟ هم کفو بودن زن ومرد در چه چیزی دارای اهمیت است؟
منظور از «كفو بودن»، هم شأن بودن و هم سطح بودن زن و شوهر است، و آن از نظر شرع عبارت از مساوات در دين، و از نظر عرف، مساوات در حسب و نَسَب، ثروت، شرف و مانند اينها.
هم‏شأنى در ايمان، تقوا و ارزشهاى معنوى
  15-) در عوامل استحکام خانواده باورهای مبتنی بر آموزه های دینی
 کدام است ؟
1-) ایجاد وفاق در تعیین بایسته های زنگی خانوادگی
2-) اعتقاد به نظارت الهی
3-)بالابردن آستانه تحمل
4-) احساس رضایت همیشگی
5-)ایمان به خدا و اتکال به او
16-) عوامل استحکام خانواده عوامل اعتقادی را نام ببرید؟
1-) تقدیس پیوند زناشویی
2-) مثبت اندیشی
3ـ) قناعت
4-) جمع گرایی در خانواده
5_) تفسیر صحیح از مشکلات زندگی
 6-) باورهای دینی
17-) جمع گرایی در خانواده یعنی چه ؟
جمع گرایی مقابل فرد گرایی است که در آن همه قوانین خانوادگی براساس اعتقاد و نیاز و قابلیت های فردی تعیین می شود و استعدادهای فردی مد نظر دارد که در قالب لفظ «من» و «تو» ابراز می گردد در جمع گرایی مشارکت مستقیم همه اعضای خانواده لحاظ می شودو در آن مرد مصالح همسر و فرزندانش در نظر می گیرد و افکار و علایق فردی و مصلحت فرد به طور کلی مغفول می ماند در روایتی آمده است ( مومن مطابق میل اعضای خانواده می خورد منافق خانواده اش مطابق میل او می خورند)
18-) برای تفسیر صحیح از مشکلات چه اموری را باید مطمح نظر قرار دهیم؟
 1- یاد آوری نعمت های فراوان گذشته 2- توجه به نعمت های کنونی در کنار مشکلات 3- امید به رفع مشکل کنونی در آینده 4- توجه به کاستی های موقت دنیا و لذت های جاودانه آخرت
19 -)ابعاد مختلف نمود باورهای دینی را نام ببرید ؟
6-1 ایجاد وفاق در تعیین بایسته های زندگی خانوادگی
6-2 اعتقاد به نظارت الهی
6-3 بالا بردن آستانه تحمل
6-4 احساس رضایت همیشگی
6-5 ایمان به خدا و اتکال به او
20-) موارد عامل رفتاری در استحکام خانواده نام ببرید ؟
1-خلوت با همسر :
2- ارضای صحیح نیازهای جنسی
3- ایجاد و خفظ آرامش و نشاط در خانواده
4- توجه به تفاوت ها در رفتار با همسر
5- احترام و ادب
6- احترام به خانواده خود و همسر
7- رازداری در خانواده
8- گذشت از خطای همسر
سوالات تستي
1-) یکی از موارد نکوهش عزوبت (تجرد) عبارت است از (ب)
الف) دوستی ابلیس     ب)بدترین مردگان      ج) لعنت و نکوهش مردم    د) برتری عبادت عزبها
2-)کدام مورد از اهداف اصلی ازدواج نیست ؟(ب)
. الف- تكثير نسل‏ : .     ب- رفاه نسبی .     ج- تأمين غريزه جنسى‏     . د- حفظ دين‏
3-)هم کفو بودن زن و مرد به چه معناست؟(د)
الف)همشان بودن    ب)مساوات در دین    ج) مساوات در حسب و نسب    د) همه موارد
4-)در عوامل استحکام خانواده باورهای مبتنی بر آموزه های دینی کدام است ؟(الف)
الف) باورهای دینی      ب) عرفی بودن پیوند زناشویی      ج) توجه به فرد و خواسته هایش       د) الف و ب
5-)برای تفسیر صحیح از مشکلات چه اموری را باید مطمح نظر قرار دهیم؟(ج)
الف) توجه به نعمتهای آینده    ب) توجه به داشته ها و لذت های خوب دنیا    ج) یادآوری وتوجه نعمت های گذشته وحال    د) هیچکدام
6-)ابعاد مختلف نمود باورهای دینی را نام ببرید ؟(ب)
الف) اعتماد به اسباب الهی     ب) احساس رضایت همیشگی     ج)ایجاد وفاق در داشته های زندگی    د) افزایش سعه صدر در اطرافیان     
7-)موارد عامل رفتاری در استحکام خانواده نام ببرید ؟(ج)
الف) رازداری در خانواده     ب) احترام و ادب    ج) الف و ب    د) تعامل با همسایه ها
8-)این کلام گهربار(هر که با زن نامحرم دست بدهد ، به خشم خدا گرفتار خواهد شد)از کیست؟ (الف)
الف) پیامبر (ص)      ب) حضرت علی (ع)     ج) امام سجاد (ع)     د) امام صادق (ص)
9-) عواملی که موجب برقراری روابط دوستانه می شود عبارت است از(د)
الف) همسریابی       ب) خلا عاطفی    ج)تاثیر ماهواره و اینترنت    د) همه موارد
10-) از موارد تربیت جنسی پیش از ازدواج کدام است (د)
الف) نقویت ارتباط با خدا       ب) تقویت ارزش اخلاقی حیا    ج)     پرهیز از خلوت با نامحرم د) الف وب 
11-) موانع خانوادگی ازدواج عبارتند از (ب)
الف) افزایش سطح انتظارات     ب)بیماری والدین و سوابق ناپسند آنها    ج) ترس از مشکلات خانوادگی    د) مقایسه با دیگران
12-) از ملاک  جسمانی گزینش همسر می توان ...........را نام برد(الف)
الف) تفاوت سنی        ب) همتایی در هوشمندی         ج) انتقاد پذیری      د)حسن خلق
13-) پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرماید : با زنان به خاطر .......و ......ازدواج نکنید بلکه به خاطر ........و ........ازدواج کنید (ج)
الف) زیبایی، دین و ثروت ، ایمان
ب) ثروت ، ایمان و زیبایی ، دین
ج) زیبایی ، ثروت و دین ، ایمان
د) زیبایی ، ایمان و ثروت ، دین
14-) از ملاک های اعتقادی گزینش همسر (د)
الف) دوری از گناه      ب) حسن خلق    ج) تقوا و پرهیزکاری    د) الف وج
15-) معیارهای اختصاصی مردان برای انتخاب همسر شایسته عبارتند از (ب)
الف) مهربانی و آسان گیری     ب) خوش رفتاری      ج) سلامت جسم    د)عفت و پاکدامنی
16-)آسیب های آشنایی از طریق دوستی(د)
الف)صدمه به ازدواج آینده     ب) در معرض خطر قرار گرفتن آبروی فرد      ج) احساس گناه     د) همه موارد
17-)از نظر حقوقی موانع ازدواج عبارتند از (د)
الف) قرابت      ب) اختلاف در دین     ج)اختلاف در تابعیت    د) همه موارد
18-)حقوق اختصاصی زن (ج)
الف) حق نفقه      ب) حق مهریه      ج ) الف و ب        د)ولایت بر فرزندان
19-)عوامل کلامی موثر در استحکام خانواده عبارت است از(د)
الف) اظهار عشق و علاقه به همسر      ب) بیان تفسیر صحیح از مشکلات زندگی    ج)خوش گفتاری با همسر    د)الف وج
20-)از فواید فرزند آوری (ب)
الف) شکوفایی ظرفیت ها واستعدادها      ب)تامین نیازهای روحی     ج) بسط شخصیت    د) بالا رفتن قابلیت اقتصادی
خلاصه جزوه دانش خانواده
مقدمه : انسان گمان می کند همه چیز در سایه شراکت و همزیستی سامان می گیرد در صورتی که فلسفه خیلی از چیزها داشتن جنبه کمال است مثلا ما فریاد می زنیم که ازدواج ما را در غمها شریک می کند اما خداوند اینگونه مقرر فرموده است که در سایه آن تکمیل شوند کمالِ خیلی از چیزها در جفت و مزدوج بودن است که اگر تنها باشند مخرب هستند
تعریف ازدواج
ازدواج در حقيقت يك پيمان و پيوند حقوقى و اخلاقى است كه طرفين مى‏خواهند در غم و شادى، سلامت و بيمارى شريك و در همه مراحل زندگى غمخوار و پشتيبان هم باشند.
ازدواج‏
يكى از سنّتهاى نيكوى بشرى كه از ديرباز ميان انسانها متداول بوده، «ازدواج» است.
شايد هيچ پديده‏اى به ا ندازه اين سنّت حيات بخش، مورد توجه بشر نبوده است، زيرا هم محتوايش بطور كامل با فطرت انسان هماهنگ است و هم موجب رشد و تربيت صحيح قواى طبيعى انسان و ارضاى غرايز و تأمين نيازهاى اصيل او مى‏شود.
معلوم است که غريزه جنسى يكى از غرايز پرقدرت بشر است كه اگر براى مهار آن بموقع اقدام نشود و از راه صحيح تعديل نگردد، زمام اختيار آدمى را به دست خواهد گرفت و چون طوفانى سركش، او را به منجلابِ فساد و تباهى خواهد كشاند.
اديان الهى همواره به مردم سفارش كرده‏اند كه اين نيازها را از راه طبيعى و مشروع، برطرف كنند و از افراط و تفريط بپرهيزند. دين اسلام نيز براساس توجهى كه به نيازهاى فطرى انسان دارد، براى اشباع صحيح آنها مقرّرات مناسبى وضع كرده و راههاى اصولى را در اين زمينه نشان داده است؛ ازدواج از نظر اسلام، تنها راه تعديل غريزه جنسى است كه استفاده صحيح از آن تكامل انسان را در پى دارد.
ازدواج از نظر قرآن، نقش اساسى در پاكدامنى انسان دارد و تداوم عفّت بدون آن، با مشكلات بسيارى همراه است؛ بدين جهت از كسانى كه توانايى ازدواج ندارند، خواسته شده كه از فرورفتن در لجنزار فساد خوددارى نمايند و با خويشتندارى، عفّت خود را حفظ كنند تا براى آنان امكان ازدواج فراهم شود. در آيه‏اى مى‏خوانيم:
 «وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ»  كسانى كه برای خود امكانى براى ازدواج نمى‏يابند، بايد پاكدامنى پيشه كنند تا خداوند از فضل خود آنان را بى‏نياز گرداند.
بنابراین دسترسى نداشتن به همسر، مجوّز گناه نيست، صبر و عفّت لازم است. و هر كجا احساس خطر بيشتر شد، سفارش مخصوص لازم است که خداوند در این کلام. «وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً»  برای مجردها سفارش ویژه ای دارد دلیل آن این است که چون افراد غير متأهل بيشتر از ديگران در معرض فحشا و منكر هستند، خداوند در فرمان به عفّت، آنان را مخاطب قرار داده است) در در نتیجه می فرماید  اگر عفّت و تقوا داشته باشيم، خداوند ما را بى‏نياز مى‏كند. «وَ لْيَسْتَعْفِفِ ... يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ» (جوانان بخاطر امكانات ازدواج، به سراغ تهيّه‏ى مال از راه حرام نروند و عفّت و تقواى مالى از خود نشان دهند)
خلاصه‏
پيوند زناشويى و ازدواج يكى از سنّتهاى پيامبران الهى و ضامن حفظ و گسترش نسل بشر است.
قرآن كريم، ازدواج را مايه حفظ پاكى و عفّت مى‏داند و از مسلمانان مى‏خواهد كه پاكدامنى خود را به وسيله آن تضمين كنند.
رسول خدا صلى الله عليه و آله ازدواج را يكى از سنّتهاى خود برشمرده و نسبت به آن تأكيد فراوان كرده است.
آن حضرت جوانان را به ازدواج و تشكيل خانواده تشويق كرده و چه بسا در موارد لزوم، مقدّمات آن را براى افراد نيازمند فراهم مى‏كرد و كسانى را كه از اين سنّت پسنديده دورى مى‏گزينند مورد نكوهش قرار داده و از زمره پيروان خود خارج مى‏داند.
ازدواج به جوان كمك مى‏كند تا دين و ايمان خويش را از دستبرد هواها حفظ كند و در رشد دينى و اخلاقى‏اش يارى دهد. بر والدين است كه در صورت امكان مقدمات ازدواج را براى فرزند جوان خود فراهم سازند.
رسول خدا (ص) فرمود:هيچ جوانى نيست كه در آغاز جوانى‏اش ازدواج كند مگر شيطان فرياد برمى‏آورد: «اى واى! اى واى! دو سوم دين خود را از من حفظ كرد.» پس بنده بايد در يك سوم باقى تقواى الهى پيشه كند
ازدواج، كاخ محبّت‏
كانون خانواده محيط مناسب و لازمى براى تأمين سلامت روحى و سعادت انسان است.نيازهاى روحى و مادّى انسان از ابتداى طفوليّت تا انتهاى كهولت در اين محيط پرمِهر تأمين مى‏شود، بگونه‏اى كه هيچ جايگزين مناسبى نمى‏توان براى آن پيدا كرد.
اهميّت كانون خانواده در زندگى انسان و نقش مؤثّر آن در سعادت او بگونه‏اى است كه خانواده را محبوبترين نهاد نزد خداوند بزرگ قرار داده است. رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين باره فرمود: «ما بُنِىَ بِناءٌ فِى الْاسْلامِ احَبُّ الَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنَ التَّزْويجِ»هيچ بنايى در اسلام در پيشگاه خدا محبوبتر از ازدواج پى ريزى نشده است.
تأكيد فراوان پيشوايان دين در تشكيل خانواده و حفظ آن از فروپاشى، به جهت آثار زندگى بخش و سازنده آن است خانواده‏اى كه صفا و صميميت و روحيه همكارى و همدلى در آن موج مى‏زند، بزرگترين موهبت و سرمايه زندگى به شمار مى‏آيد
خلاصه‏
ازدواج اهداف خاصى دارد و دامنه اين اهداف بسى گسترده‏تر از ارضاى نيازهاى جنسى است.بعضى از اين اهداف عبارتند از: تكثير نسل، آرامش روحى، تأمين غريزه جنسى و حفظ دين.
تكثير نسل و بقاى آن در گرو پيوند زناشويى است. آرامش روحى و روانى زن و مرد در سايه چنين پيوندى حاصل مى‏شود. تأمين غريزه جنسى به طريق صحيح و از راه مشروع، تنها از طريق ازدواج ميسّر است. ازدواج در آغاز جوانى، با توجّه به شدّت و هيجان غرايز در اين دوره، از ضرورت بيشترى برخوردار است و دشمنان از راه اشاعه فساد و بى‏بندوبارى در ميان جوانان مى‏كوشند كه دين و ارزشهاى دينى به بوته فراموشى سپرده شود. از اين رو، هدف ديگر ازدواج اين است كه دين و ارزشهاى دينى از دستبرد شياطين مصون بماند.ازدواج، كاخ محبت انسان است و از نظر اسلام بنايى محبوبتر از آن نزد خداوند بزرگ وجود ندارد.
ازدواج، گامى در مسير فطرت‏
ازدواج و زناشويى از جمله آداب اجتماعى است كه در تمام جوامع بشرى- آن طور كه تاريخ نشان مى‏دهد- همچون يك سنت فطرى، تا به امروز متداول بوده است.
دلیل فطری بودن ازدواج
قويترين دليل بر فطرى بودن زناشويى، مجهّز بودن زن و مرد به اندام و نيز غريزه توليد نسل است و هر دو جنس به يك اندازه داراى اين غريزه هستند؛ گر چه زن از عواطف فطرى متناسب با تربيت و تغذيه فرزند نيز برخوردار است.
اصل پيوستگى مرد و زن، از چيزهايى است كه طبيعت انسانى، بلكه حيوانى به بهترين وجه آن را آشكار نموده و اسلام نيز كه دين فطرت است آن را پذيرفته و ترغيب و تشويق كرده است.
مهم ترین عالم پیوستگی زن و مرد
توليد نسل در زندگى بشر، مهمترين عاملى است كه اين پيوستگى را در قالب ازدواج ريخته، آن را از صورت اختلاط بى‏بند و بار و كامجويى آزادانه زن و مرد خارج ساخته و به صورت نكاح و زناشويى درآورده است. ازدواج، گامى است در مسير فطرت انسانى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله پيروانش را نسبت به آن ترغيب كرده، فرمود: «مَنْ احَبَّ انْ يَكُونَ عَلى‏ فِطْرَتى‏ فَلْيَسْتَنَّ بِسُنَّتى‏ وَ انَّ مِنْ سُنَّتىِ النِّكاحَ»هر كس دوست دارد كه بر فطرت (و آيين و مذهبِ همگام با فطرت) من باشد، بايد به روش و سنت من رفتار كند و يكى از سنّتهاى من ازدواج است‏
اهميت ازدواج در قرآن‏
در ديدگاه قرآن، زندگى زناشويى و خلقت انسان بر مبناى «زوجين» (زن و شوى)، از نشانه‏هاى خداوند در آفرينش به شمار مى‏رود. در سوره روم، شش مسأله در عالم‏خلقت به عنوان نشانه‏هاى وحدانيّت خداوند در ربوبيت و الوهيت شمرده شده كه يكى از آنها، خلقت «زوج» براى آدمى است: «وَ مِنْ آياتِهِ انْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ انْفُسِكُمْ ازْواجاً ...» و از نشانه‏هاى او اين [است‏] كه همسرانى از نوع خودتان براى شما آفريد ....جفت‏آفرينى زن و مرد، از اهدافِ بلندِ آفرينش و زمينه رشد و كمال آنهاست، چه‏اينكه، هر يك از زن و مرد، به تنهايى ناقص بوده و به ديگرى نيازمند است و همين نقص و احتياج است كه آنها را به سوى هم جذب مى‏كند و با رسيدن به يكديگر به آرامش و سكون دست مى‏يابند.
اين امر، اختصاص به انسانهاى عادى و معمولى ندارد، بلكه پيامبران نيز- كه وارستگان جامعه هستند- براى رعايت اصولى تكوينىِ خويش و ارضاى مشروع نيازهاى جنسى، به ازدواج روآورده، جامعه كوچكِ «خانواده» را تشكيل مى‏دادند. قرآن كريم، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را مخاطب قرار داده، مى‏فرمايد:
 «وَ لَقَدْ ارْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِكَ وَ جَعَلْنا لَهُمْ ازْواجاً وَ ذُرِّيَّةً» پيش از تو (نيز) پيامبرانى فرستاديم؛ و براى آنها همسران و فرزندانى قرار داديم.
ازدواج، از نظر قرآن از چنان ضرورت و اهميّتى برخوردار است كه هيچ چيز، حتّى تهيدستى نمى‏تواند مانع انجام آن شود: «وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى‏ مِنْكُمْ وَالصَّالِحينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ امائِكُمْ انْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ» مردان و زنان بى‏همسر و غلامان و كنيزان درستكارتان را همسر دهيد؛ اگر تنگدست باشند، خداوند به لطف خود آنان را بى‏نياز مى‏سازد، خداوند گشايش دهنده‏اى آگاه است.
اهميت ازدواج از ديدگاه پيشوايان دين‏
مسأله ازدواج در سخن و سيره پيشوايان معصوم عليهم السلام از جايگاه بلندى برخوردار است. آن بزرگواران، براى نشان دادن اهميّت مسأله، علاوه بر آن كه خود ازدواج مى‏كردند و تشكيل خانواده مى‏دادند، با سخنان ارزنده خود نيز، امّت اسلامى را به اجراى اين سنّت اجتماعى ترغيب و تشويق مى‏كردند و در صورت مشاهده انحراف و افراط و تفريط در مسأله ازدواج به روشنگرى پرداخته، افراد را از روش نادرستشان برحذر مى‏داشتند.
رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله، ازدواج را يكى از سنتهاى خود دانسته، مردم را به پيروى از اين روشِ نيكو فرا مى‏خواند. ايشان به اندازه‏اى به آن اهميت مى‏داد كه خوددارى كنندگان از ازدواج را جزو پيروان خويش قلمداد نمى‏كرد.امير مؤمنان عليه السلام نيز، جوانان را به ازدواج توصيه نموده، اهميّتى را كه پيامبر صلى الله عليه و آله به ازدواج مى‏داد، به مردم گوشزد مى‏كرد: «تَزَوَّجُوا فَانَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله كَثيراً مَّا كانَ يَقُولُ: مَنْ كانَ يُحِبُّ انْ يَتَّبِعَ سُنَّتى‏، فَلْيَتَزَوَّجْ فَانَّ مِنْ سُنَّتىِ التَّزْويجَ» ازدواج كنيد بدرستى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله بسيار مى‏فرمود: هر كس دوست دارد از سنّت من پيروى نمايد، ازدواج كند؛ زيرا ازدواج سنّت من است.
در روايتى، رسول اكرم صلى الله عليه و آله تشكيل خانواده در سايه ازدواج را محبوبترين سازمان بنيان نهاده در اسلام معرّفى كرده است:
 «ما بُنِىَ فِى الْاسْلامِ بِناءٌ احَبُّ الَى اللَّهِ- عَزَّ وَ جَلَّ- وَ اعَزُّ مِنَ التَّزْويجِ» در اسلام، هيچ سازمانى به وجود نيامده كه نزد خدا، محبوبتر و شريفتر از ازدواج باشد.
روزى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به مردى به نام «عكّاف» كه توانايى مالى براى ازدواج داشته، ولى زن نگرفته بود، فرمود: «تَزَوَّجْ وَ الَّا فَانْتَ مِنَ الْمُذْنِبينَ»
ازدواج كن و گرنه از گناهكاران خواهى بود.
با تشويق و ترغيب زياد پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت به گزينش همسر و ترك تجرّد، پرورش يافتگان مكتب آن حضرت، به ازدواج آن قدر اهميت مى‏دادند كه روا نمى‏دانستند، هيچ مردى هر چند براى مدّتى كوتاه، بدون همسر بماند و اين نكته را حتّى در موقعيتهاى بحرانى فراموش نمى‏كردند. حضرت فاطمه عليها السلام پيش از شهادتش به امير مؤمنان عليه السلام اين گونه وصيّت كرد: «... يَا بْنَ عَمِّ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله اوصيكَ أَوَّلًا انْ تَتَزَوَّجَ بَعْدى‏ بِابْنَةِ اخْتى‏ امامَةَ، فَانَّها تَكُونُ لِوُلْدى‏ مِثْلى‏ فَانَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ»اى پسر عموى پيامبر! اوّلين وصيت من به تو اين است كه: پس از من با دختر خواهرم «امامه» ازدواج كنى؛ زيرا او براى فرزندانم مانند من است، همانا مردان چاره‏اى جز ازدواج ندارند.
اهميت اجتماعى ازدواج‏
مسأله ازدواج را مى‏توان از دو جنبه مورد توجه قرار داد:
1- جنبه فردى‏
2- جنبه اجتماعى‏
از آنجا كه زن و شوهر براى ارضاى تمايلات شخصى و برآوردن نيازهاى فردى، تن به ازدواج مى‏دهند، امر ازدواج، يك مسأله شخصى و فردى محسوب مى‏شود و از آن جهت كه بنيان جامعه انسانى با زناشويى زن و مرد شكل مى‏گيرد و آنان براى تشكيل خانواده ناچارند از ضوابط و نظام حقوقى خاصى پيروى كنند، ازدواج يك امر اجتماعى‏ به حساب مى‏آيد.
تأمين رفاه، آرامش و گسترش مدنيت بشرى در سايه ازدواج ميسّر است و تأمين رفاه، بدون تشكيل خانواده‏اى متعهّد و مسؤول امكان ندارد. بر اين اساس، ازدواج يكى از اركان مدنيت و راهى مهم براى آسايش جامعه و رفاه بشر به شمار مى‏رود..
کلام معصوم علیه السلام
 امام رضا عليه السلام ضمن خطبه‏اى، با اشاره به اهميت اجتماعى ازدواج فرمود: «لَوْ لَمْ تَكُنْ فِى الْمُناكَحَةِ وَالْمُصاهَرَةِ آيَةٌ مُنَزَّلَةٌ، وَ لا سُنَّةٌ مُتَّبَعَةٌ، لَكانَ ما جَعَلَ اللَّهُ فيهِ مِنْ بِرِّ الْقَريبِ وَ تَأَلُّفِ الْبَعيدِ ما رَغِبَ فيهِ الْعاقِلُ اللَّبيبُ وَ سارَعَ الَيْهِ الْمُوَفَّقُ الْمُصيبُ» اگر درباره ازدواج دستورى هم از خدا صادر نشده بود و سنّتى هم از سوى پيامبر صلى الله عليه و آله نرسيده بود، باز به خاطر همان فوايد (اجتماعى) كه خدا در آن نهاده، مانند نيكى به نزديكان و پيوند با بيگانگان، انسان خردمند و مصلحت‏انديش به آن رغبت مى‏كرد. و شخص كامروا و درستكار بدان پيشى مى‏گرفت.
عزوبت(مجردی) در اسلام‏
به همان اندازه كه ازدواج داراى اهميّت و آثار فراوان است و نسبت به آن تأكيد و تشويق شده است، تجرد امرى ناشايسته و زيانبار بوده و مورد نكوهش شديد قرار گرفته است. در سخنان پيشوايان دين عليهم السلام
نكوهش عزوبت به صورتهاى مختلف مطرح شده‏است:
الف- برترى عبادت همسرداران: در بعضى از روايات ارزش و برترى اعمال و عبادات همسرداران بيان شده و در مقابل، كارهاى افراد مجرّد كم‏ارزش تلقّى شده است.امام صادق عليه السلام فرمود: «رَكْعَتانِ يُصَليهِمَا الْمُتَزَوِّجُ افْضَلُ مِنْ سَبْعينَ رَكْعَةً يُصَلّيها اعْزَبُ» دو ركعت نمازِ مردِ متأهّل، از هفتاد ركعت نمازِ فرد مجرّد برتر است.
مردى به حضور امام باقر عليه السلام شرفياب شد. آن حضرت از وى پرسيد: زن دارى؟گفت: نه. حضرت فرمود: من دوست ندارم همه دنيا را داشته باشم، ولى يك شب مجرّد زندگى كنم. سپس فرمود:دو ركعت نماز مردِ متأهّل با فضيلت‏تر است از مرد عزبى كه شب را با عبادت به صبح رساند و روز را روزه بدارد.
آنگاه حضرت هفت دينار به آن مرد داد و فرمود: اين پول را صرف ازدواج كن.
ب- بدترين مردگان: مسلمانى كه در طول زندگى، همسرى را انتخاب نكند و از دنيا برود، مورد مذمت و نكوهش پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله قرار گرفته است: «رُذالُ مَوْتاكُمُ الْعُزَّابُ»  بدترين مردگانِ شما، عزبهايند.
در روايتى ديگر آمده است كه آن حضرت فرمود: «لَوْ خَرَجَ الْعُزَّابُ مِنْ مَوْتاكُمْ الَى الدُّنْيا لَتَزَوَّجُوا» اگر كسانى كه بدون همسر از دنيا رفتند، بار ديگر به دنيا باز گردند، حتماً ازدواج خواهند كرد.
ج- برادران شيطان: همان‏گونه كه قرآن كريم، اسراف كنندگان را برادران شيطان قلمداد كرده ؛ پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله، نيز عزبها را برادران شيطان خوانده است: «شِرارُكُمْ عُزَّابُكُمْ، وَالْعُزَّابُ اخْوانُ الشَّياطينِ»بدترين شما، عزبهايند، عزبها برادران شيطانند.
د- لعنت و نكوهش: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آن دسته از مردان و زنانى را كه مى‏گويند: «ماازدواج نمى‏كنيم»، لعنت كرده است.
همچنين مسلمانان را از ترك دنيا و فرار از زن گرفتن باز داشته، زنانى را كه از شوهركردن امتناع مى‏ورزند، مورد مذمّت و نكوهش قرار داده است.
ه- برترى نداشتن عزوبت: گاهى بعضى از ا فراد، براى توجيه مجرد ماندن خودشان، از راه دين وارد مى‏شوند و خيال مى‏كنند عزوبت نوعى ارزش و فضيلت است، غافل از آنكه اگر چنين بود، رهبران دين و وارستگان جامعه چنان مى‏كردند. امام رضا عليه السلام فرمود:
روزى امام باقر عليه السلام از زنى درباره وضعيت زندگى‏اش پرسيد. : زن گفت: من «متبتّله» هستم.
حضرت پرسيد: مقصودت از «تبتّل» چيست؟ جواب داد: اصلًا نمى‏خواهم ازدواج كنم.  حضرت فرمود: چرا؟ عرض كرد: مى‏خواهم با مجرّد ماندن، به فضيلت (و اجر و ثواب) دست يابم.حضرت فرمود: برگرد، (و چنين سخن مگوى)، اگر در عزوبت ارزش و فضيلتى بود، حضرت فاطمه عليها السلام در دستيابى به آن از تو سزاوارتر بود، چون هيچ زنى برتر از او نيست.
اهداف مهم ازدواج در مسیر این حرکت چگونه و با چه انگیزهای دنبال کنیم
ممکن است از اهداف مهم ازدواج اجمالاً این موارد را نام برد 1-  تشكيل خانواده2- ارضاى نيازهاى جنسى زن و مرد به طور مناسب مى‏باشد. تعاليم اسلام در عين به رسميت شناختن لذت‏هاى جنسى، براى آن حد و مرزی را معين كرده است و آزادى‏هاى بى‏قيد و شرط جنسى و ارضاء بی حد و مرز را جايز نمى‏داند. حدود لذت‏هاى جنسى استفاده از همسر قانونى و شرعى است و خروج از اين محدوده تعدى به شمار مى‏رود همچنان كه در قرآن آمده است:
نباید فراموش کرد که در سايه ازدواج، رشد یا كمالات ويژه‏اى به دست مى‏آيد كه شايد جايگزينی برای آنها نداشته باشد1- . قرب الهى، 2- رشد عاطفى، 3-بهبود وضع اقتصادى، 4-بلوغ اجتماعى و دهها نعمت و بركت ديگر، ثمره شيرين ازدواج و تشكيل كانون گرم خانواده است.
دستيابى به اين كمالات در صورتى ميسّر است كه اركان سعادت خانواده بر بنيان استوارى پايه‏گذارى شده و با برنامه صحيحى ادامه يابد
اهداف اصلی ازدواج مى‏پردازيم.
. الف- تكثير نسل‏ : تكثير نسل بشر و بقاى آن از طريق پيوند زناشويى حاصل مى‏شود. رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين زمينه مى‏فرمايد:
 «تَناكَحُوا، تَناسَلُوا تُكْثِرُوا ...» ازدواج كنيد، تا نسل شما فزونى يابد.
بقاى نوع بشر، وابسته به ازدواج و تكثير نسل است. انسانها با ميل به جاودانگى از طريق فرزندان خود، به تشكيل خانواده مى‏پردازند. وجود فرزند در خانواده، باعث آرامش، دلگرمى و تحكيم نظام خانوادگى است؛ اگر جز اين بود، انسان از تشكيل خانواده و قبول مسؤوليت سنگين آن شانه خالى مى‏كرد.
قرآن كريم با اشاره به حكمت تشريع و ايجاد اين سنت در جهان خلقت و تكثير نسل انسان در سايه «جفت آفرينى» فرمود:
 «يا ايُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذى‏ خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثيراً وَ نِساءً»
اى مردم! از (مخالفتِ) پروردگارتان بپرهيزيد! همان كسى كه همه شما را از يك انسان آفريد؛ و همسر او را (نيز) از جنس او خلق كرد؛ و از آن دو، مردان و زنان فراوانى (در روى زمين) منتشر ساخت.
و نيز در جاى ديگر، هدف از خلقت زوج‏گونه انسان را تكثير نسل دانست:
 «وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ انْفُسِكُمْ ازْواجاً وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ ازْواجِكُمْ بَنينَ وَحَفَدَةً ...»
خداوند براى شما از جنس خودتان همسرانى قرار داد؛ و از همسرانتان براى شما فرزندان و نوه‏هايى به وجود آورد.
در ديدگاه قرآن، زنان فقط وسيله ارضاى غريزه جنسى نيستند، بلكه آفريدگار جهان آنان را بگونه‏اى آفريده كه وسيله‏اى براى بقاى نسل و حفظ حيات نوع بشر و مركز ثقل پرورش و تربيت فرزندان صالح و شايسته باشند:
 «نِساؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ انّى‏ شِئْتُمْ وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ»
زنان شما، محل بذرافشانى شما هستند؛ پس هر زمان كه بخواهيد، مى‏توانيد نزد آنان برويد و (سعى نماييد از اين فرصت بهره گرفته، با پرورش فرزندان صالح) اثر نيكى براى خود، از پيش بفرستيد!
نکته ضرورت ازدواج در جوانی : شايد ضرورت ازدواج در سنين جوانى از اين جهت باشد كه نسل جوان به وسيله ازدواج و برخوردارى از همسرى شايسته، خود را از هرگونه انحراف و آلودگى به گناه حفظ كنند و از اين طريق به حفظ دين دست يابند و در نتيجه با انتخاب اين راه صحيح و مشروع، پوزه شياطين و مستكبران را كه عامل اشاعه فرهنگ فساد و بى‏بندوبارى هستند، به خاك بمالند؛ چنان كه رسول اكرم (ص) مى‏فرمايد: «ايُّما شابٍّ تَزَوَّجَ فى‏ حَداثَةِ سِنِّهِ عَجَّ شَيْطانُهُ ياوَيْلَهُ عَصِمَ مِنّى‏ دينَهُ»هر جوانى كه در آغاز جوانى‏اش ازدواج كند، شيطان او فرياد مى‏كشد: واويلا! اين جوان دينش را از من حفظ كرد.
وقتى جوانان جامعه اسلامى در سنين مناسب ازدواج كنند و دين خود را از دستبرد دشمنان و افسار گسيختگيهاى آنان حفظ كنند، با آرامش خاطر بيشتر و طهارت شايسته‏تر مسير قرب به خدا را طى مى‏كنند. همان حضرت مى‏فرمود:«مَنْ احَبَّ انْ يَلْقَى اللَّهَ طاهِراً مُطَهَّراً فَلْيَلْقَهُ بِزَوْجَةٍ» هر كس دوست دارد، خدا را با طهارت و پاكيزگى ملاقات كند، با [ازدواج و] داشتن همسر [شايسته‏] او را ملاقات كند.
. ب- آرامش روحى‏: ازدواج به دليل ايجاد محبّت، تفاهم و همدردى، بسيارى از نيازهاى روحى انسان را تأمين مى‏كند. انسان در سايه تأمين اين نيازها- كه نيازهاى اصلى اوست- به آرامش روحى دست مى‏يابد. قرآن كريم دستيابى به چنين آرامشى را يكى از ثمرات ازدواج دانسته، مى‏فرمايد:
بنابراین فلسفه زندگى خانوادگى- علاوه بر تداوم نسل، تربيت نسل صالح و ارضاى نيازهاى طبيعى و غريزى- آسايش و آرامش و كمك گرفتن مرد از نيروى نشاط زن است. مرد و هر كسى كه كار فرساينده مى‏كند به كانونى نياز دارد كه آسايش‏بخش روح و فراموشخانه رنجهاى روزانه‏اش باشد و به او تسلّى خاطر و اطمينان بدهد.
زن كه مظهر جمال خداوند است، مايه آرامش و سكون مرد آفريده شده است و اوست كه اضطراب، و پريشانى روحى مرد را درمان مى‏كند و در محيط خانواده به آرامش رهنمونش مى‏سازد. قرآن كريم مى‏فرمايد:
وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ. (روم:
خداوند در این آیه می فرماید : از نشانه‏هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيدو در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در اين نشانه‏هايى است براى گروهى كه تفكّر مى‏كنند!
بنابر این همسر بايد عامل آرامش باشد نه مايه‏ى تشنّج و اضطراب. و ضمناً هدف از ازدواج، تنها ارضاى غريزه‏ى جنسى نيست، بلكه رسيدن به يك آرامش جسمى و روانى است. و  نقش همسر، آرام بخشى است. از اینکه می فرماید (جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً)  بیانگر این نکته است که محبّت، هديه‏اى الهى است كه با مال و مقام و زيبايى به دست نمى‏آيد.به عبارت دیگر (مودّت و رحمت، هديه‏ى خدا به عروس و داماد است.) پس هر كس با هر عملى كه آرامش و مودّت و رحمت خانواده را خدشه‏دار كند، از مدار الهى خارج و در خطّ شيطان است. چرا که قرآن می فرماید : - مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً- رابطه‏ى زن و مرد، بايد بر اساس مودّت و رحمت باشد. (مودّت و رحمت، عامل بقا و تداوم آرامش در زندگى مشترك است.) نباید فراموش کرد که  مودّت و رحمت، هر دو با هم كارساز است. (مودّت بدون رحمت و خدمت، به سردى كشيده مى‏شود و رحمت بدون مودّت نيز دوام ندارد.)
امام سجّاد (ع) مى‏فرمايد:
وَ امَّا حَقُّ رَعِيَّتِكَ بِمِلْكِ النِّكاحِ، فَانْ تَعْلَمَ انَّ اللَّهَ جَعَلَها سَكَناً وَ مُسْتَراحاً وَ انْساً وَ واقِيَةً ....
حق همسر كه با پيوند ازدواج زير دست و در اختيار تو قرار گرفته، آن است كه بدانى خدا او را دلارام، راحت بخش، انيس و نگهدار تو ساخته است.البته معناى آرامش‏بخش بودن زن براى مرد، آن نيست كه مرد نبايد مايه سكون و آرامش زن باشد، بلكه منظور اين است كه زن در اين جهت نقش محورى دارد. او مظهر انس و محبت و آرامش است و از اين جهت مجهّزتر و غنى‏تر از مرد است. خداوند قابليتها و تواناييهاى بيش‏ترى از اين نظر به زن داده است و غلبه با اوست وگرنه مرد نيز موظف است تكيه‏گاه زن و مايه انس و آرامش او باشد؛ چنان‏كه امام على (ع) چنين آرامشى را حق زن دانسته، مى‏فرمايد:
فَانَّ لَها حَقَّ الرَّحْمَةِ وَالْمؤانَسَةِ. حق زن اين است كه با او مهربانى كنى، همدم و آرامش‏بخش وى باشى.هنگام ازدواج بيشتر با گوش‏هايت مشورت كن تا با چشم‏هايت.
. ج- تأمين غريزه جنسى‏
جهان آفرينش، بى‏هدف و بيهوده نيست و خلقت آن بحق و براساس حكمت است.
انسان كه جزئى از نظام عالم هستى است، هم با هدف آفريده شده و هم بايد داراى هدف و مقصد باشد. زندگى بدون هدف، مايه آشفتگى، سرگردانى، ناراحتى و عقب‏ماندگى است.
براين اساس، هر يك از غرايز به وديعت گذاشته شده در انسان، داراى حكمت و هدف است. وجود غريزه جنسى در انسان براى تأمين اهداف و مصالحى است كه اعمال آن به‏ شكل صحيح و مشروع، تضمين كننده حيات مادى، معنوى، فردى و اجتماعى نسل بشر است.
ازدواج نيز كه تنها راه طبيعى، فطرى و مشروع ارضاى غريزه جنسى است، بايد داراى هدف يا اهداف پايدار، سنجيده و اصيل باشد. اگر در زندگى زناشويى هدفهاى ناپايدار، سست و لرزان مطرح باشد و زن و مرد، راه آينده را با آگاهى و هدف حساب شده دنبال نكنند، به سعادت و خوشبختى و آثار ارزنده ازدواج دست نخواهند يافت.
در اين‏جا، برخى از اهداف ازدواج را كه در آيات قرآن و روايات اهل بيت عليهم السلام آمده است، بيان مى‏كنيم.
ارضاى غريزه جنسى‏
وقتى كه آثار رشد و بلوغ در پسران و دختران ظاهر گردد، صدايى از درون آنان جهت برقرارى روابط زناشويى و ارتباط با جنس مخالف برخاسته، آنان را به اطفاى شعله‏هاى غريزه جنسى دعوت مى‏كند. در اين ميان، براى حل مشكل جنسى سه راه وجود خواهد داشت:
الف- روابط زن و مرد بدون هيچ قيد و شرطى در جامعه روا باشد و انسانها همچون ديگر حيوانات، آزادانه از يكديگر كام گرفته، به خواسته‏هاى جنسى پاسخ دهند.
ب- راه تفريط را پيموده، همچون رهبانان مسيحى و برهمنان و ... هرگونه روابط زناشويى را محكوم نموده، آن را برخلاف شؤون و اهداف والاى انسانى بدانند و با زحمت زياد به سركوبى خواسته‏هاى جنسى پرداخته، همواره در مبارزه با اين خواسته درونى باشند.
ج- به منظور تحكيم بنيان اجتماعى اقوام و ملل، بهره‏بردارى صحيح از غريزه جنسى و جلوگيرى از مفاسدِ زياد بى‏بند و بارى و زيانهاى ناشى از عزوبت، به تحكيم و تنظيم مبانى ازدواج و تشكيل خانواده براساس قوانين هماهنگ با نظام خلقت پرداخته شود.
اسلام، راه سوّم را در پيش گرفته است؛ بدين معنا كه از سويى بهره‏گيرى از تمايلات درونى را بطور معتدل و بدون افراط و تفريط از اهداف ازدواج دانسته، به آن سفارش كرده است و از سوى ديگر، آزادى مطلق در روابط جنسى زن و مرد و نيز رهبانيت را محكوم كرده، آن را در جامعه اسلامى ناروا و نكوهيده مى‏شمارد. قرآن كريم مى‏فرمايد:«ما بُنِىَ فِى الْاسْلامِ بِناءٌ احَبُّ الَى اللَّهِ- عَزَّ وَ جَلَّ- وَ اعَزُّ مِنَ التَّزْويجِ» در اسلام، هيچ سازمانى به وجود نيامده كه نزد خدا، محبوبتر و شريفتر از ازدواج باشد.
روزى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به مردى به نام «عكّاف» كه توانايى مالى براى ازدواج داشته، ولى زن نگرفته بود، فرمود:
 «تَزَوَّجْ وَ الَّا فَانْتَ مِنَ الْمُذْنِبينَ» ازدواج كن و گرنه از گناهكاران خواهى بود.
با تشويق و ترغيب زياد پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت به گزينش همسر و ترك تجرّد، پرورش يافتگان مكتب آن حضرت، به ازدواج آن قدر اهميت مى‏دادند كه روا نمى‏دانستند، هيچ مردى هر چند براى مدّتى كوتاه، بدون همسر بماند و اين نكته را حتّى در موقعيتهاى بحرانى فراموش نمى‏كردند. حضرت فاطمه عليها السلام پيش از شهادتش به امير مؤمنان عليه السلام اين گونه وصيّت كرد:«... يَا بْنَ عَمِّ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله اوصيكَ أَوَّلًا انْ تَتَزَوَّجَ بَعْدى‏ بِابْنَةِ اخْتى‏ امامَةَ، فَانَّها تَكُونُ لِوُلْدى‏ مِثْلى‏ فَانَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ» اى پسر عموى پيامبر! اوّلين وصيت من به تو اين است كه: پس از من با دختر خواهرم «امامه» ازدواج كنى؛ زيرا او براى فرزندانم مانند من است، همانا مردان چاره‏اى جز ازدواج ندارند.
«... وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ» رهبانيّتى را كه ابداع كرده بودند، ما بر آنان مقرّر نداشته بوديم.
پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله با جمله معروف «لا رَهْبانِيَّةَ فِى الْاسْلامِ، تَزَوَّجُوا»  امت اسلامى را متوجّه تأمين هدف والاى انسانى در سايه ازدواج و تشكيل كانون گرم خانواده كرده و «عثمان بن مظعون» را كه شبها به عبادت مى‏پرداخت و روزها را با روزه به پايان مى‏رساند و زن و فرزند را ترك كرده بود، بشدّت نكوهش نمود.
ناگفته نماند كه ارضاى غريزه جنسى به تنهايى هدف ازدواج نيست، چون اگر هدف نهايى ازدواج، رسيدن به اميال جنسى باشد، بعد از دستيابى به آن، كانون زناشويى از هم گسسته، به جدايى و طلاق منجر خواهد شد. در اسلام، طلاق به خاطر نتايج تلخ و ناگوارى همچون سست شدن بنيان اخلاقى جامعه و متلاشى شدن محيط مناسب پرورش فرزندان، در زمره منفورترين حلالها نزد خدا شمرده شده است. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
 «ما احَلَّ اللَّهُ شَيْئاً ابْغَضُ الَيْهِ مِنَ الطَّلاقِ» خداوند هيچ چيزى را حلال نكرد كه به اندازه طلاق مورد غضب او باشد.
نتیجه: تأمين غرايز جنسى از طريق مشروع- چنان كه گذشت- تنها از راه پيوند زناشويى صورت مى‏گيرد. اسلام اين راه را جلو بشر گذاشته تا از بى‏بندوبارى، افسار گسيختگى و ابتلاى به فساد، مصون بماند. رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:«الْابْكارُ اذا ادْرَكْنَ ما يُدْرِكْنَ النِّساءُ فَلَيْسَ لَهُنَّ دَواءٌ الَّا الْبُعُولَة وَ الَّا لَمْ يُؤْمَنْ عَلَيْهِنَّ الْفَسادُ لِانَّهُنَّ بَشَرٌ»هرگاه دوشيزگان آنچه را كه زنان درك كرده‏اند، درك كنند، براى آنها دوايى جز همسر وجود ندارد؛ و گرنه از فساد در امان نخواهند بود، زيرا آنان (هم) بشرند.
امير مؤمنان صلوات‏الله‏عليه نيز به اين هدف توجه كرده، مى‏فرمايد:«اذا ارادَ احَدُكُمْ انْ يَأْتِىَ زَوْجَتَهُ فَلا يُعَجِّلْها، فَانَّ لِلنِّساءِ حَوائِجَ» در هنگام آميزش با همسرتان عجله نكنيد؛ زيرا زنان نيازها (ى جنسى) دارند.
فضایل اخلاقی مربوط به امور جنسی
1ـ عفت و پاکدامنی
عفت یعنی تسلیم و انقیاد در برابر عقل و عفیف به کسی گفته می شود که در حد اعتدال و در چاچوب عقل و شرع از شهوات بهره ببرد و پاکدامنی و عفت خصوصا در سنین حوانی انسان را از موهبت های الهی بهره مند می سازد
2ـ غیرت
کوشش از چیزهایی که محافظت از آنها لازم است یکی از شریف ترین فضایل اخلاقی است که در مسائل مالی و دینی و تربیت فرزندان هم جریان دارد .غیرت به معنای عام ، ریشه در فطرت انسان دارد به نوعی از متعلقات خود دفاع می کند البته این دفاع گاهی ممدوح است در صورتی که دفاع از حق و برای حق باشد و گاهی مذموم است اگر دفاعش باطل وبرای باطل باشد
آیا غیرت همان حسادت است ؟: حسادت از رذایل اخلاقی است و منشا آن خودخواهی است در حالی که غیرت ریشه در احساسات اجتماعی دارد
حسادت از احساسات شخصی سر چشمه می گیرد ولی غیرت متوجه دیگران است
غیرت ماموریتی است از سوی خدواند به مردان تا از آلودگی نسل بشر به فساد و انحراف و آلودگی های جنسی جلوگیری نماید
اینکه غیرت دینی مختص به مردان است این است که مادر فرزند همیشه معلوم است و هرگز هیچ مادری در اینکه فلان فرزند از آن اوست تردیدی نخواهد داشت
هر کسی که به حفظ ناموس خود حساس است به ناموس دیگران  تجاوز نخواهد کرد و هرگز نمی تواند شاهد تجاوز دیگران به ناموس هیچ انسانی باشد
3ـ حجاب و ترک خود آرایی در انظار عمومی
نوع پوشش زنان به دلیل ساختار خاص جسمانی شان مورد تاکید است .اسلام با تشریع حکم حجاب خواسته است که :
 اولا : به بهداشت روانی زنان و مردان کمک کند ، برهنگی زنان بد حجاب مردان را تحریک می کند و برای ارضای تقاضاهای جنسی تحریک شده خود دست به هر کاری می زنند و آرامش و امنیت را از زنان خواهند گرفت و
ثانیا : اسلام می خواهد روابط خانوادگی را استوار کند و از فروپاشی نظام خانواده جلوگیری نماید و مانع سستی پایه ها و رابط خانوادگی شود و
 ثالثا : شخصیت و کرامت زن را تامین کند و او را از یک شخصیت ابزاری خارج و مستقل تبدیل نماید اما زنان بی حجاب برای خود به عنوان یک انسان ارزشی قائل نیستند بلکه نهایت ارزش خود را جلب توجه جنسی دیگران می دانند و
 رابعا : حریم اجتماع از بی عفتی و آلودگی جنسی نگه دارد اگر حریم اجتماع از نگاه و روابط آلوده جنسی حفظ شود ، محیط کار و تولیدو پیشرفت به محیط ارضای امیال جنسی و شهوانی تبدیل نخواهد شد
. د- حفظ دين‏
ازدواج به خودى خود امرى مستحب است، ولى گاهى به جهت نذر، عهد، قسم و يا براى رسيدن به واجب ديگر، يا جلوگيرى از ضرر و معصيت و ... واجب مى‏شود. پس، از جمله اهداف ازدواج، رعايت امور شرعى و انجام وظيفه دينى اعمّ از واجب و مستحب است  تا بدين وسيله، پاكى و طهارتِ نفس و آرامش روحى و روانى بطور كامل حاصل گردد و آدمى از خطر انحراف، آلودگى و گناه حفظ شود. پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:«مَنْ احَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ طاهِراً مُطَهَّراً فَلْيَلْقَهُ بِزَوْجَةٍ» هر كس دوست دارد خدا را با طهارت و پاكيزگى ملاقات كند، با داشتن همسر او را ملاقات كند.
بهترين راه براى حفظ عفت، ازدواج كردن در اولين فرصت ممكن است و هرگونه سهل‏انگارى در اين مورد به زيان انسان تمام مى‏شود. اين ضرورت در دوره جوانى بيشتر احساس مى‏شود، چون در دوره جوانى كه هنگام هيجان غريزه جنسى است، بهترين راه براى منحرف كردن يك جوان، استفاده از اين غريزه و جاذبه‏هاى جنسى است. انسان با داشتن همسر و با تسكين غريزه جنسى، جاذبه‏هاى منحرف كننده را كمرنگ مى‏بيند، و براحتى مى‏تواند عفت خود را حفظ كند. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در اين باره فرمود: «ايُّما شابٍّ تَزَوَّجَ فِى حَداثَةِ سِنِّهِ عَجَّ شَيْطانُهُ: يا وَيْلَهُ! عَصِمَ مِنّى‏ دينَهُ» هر جوانى كه در ابتداى جوانى ازدواج كند، شيطان او فرياد مى‏كشد: اى واى! دينش را از دست من در امان داشت.
البتّه، تأثير ازدواج در حفظ دين به اين معنا نيست كه تمام زمينه‏هاى فساد در انسان‏ متأهل از بين مى‏رود، بلكه او نيز بايد در حفظ پاكدامنى خود بكوشد. پيامبر صلى الله عليه و آله در اين باره فرمود:
 «اذا تَزَوَّجَ الْعَبْدُ فَقَدْ احْرَزَ نِصْفَ دِينِهِ فَلْيَتَّقِ اللَّهَ فِى النِّصْفِ الْباقى‏» «1»
هرگاه بنده ازدواج كند نيمى از دينش را حفظ كرده است، پس در نيم ديگر بايد تقواى الهى پيشه كند.
منظور از تأثير ازدواج در حفظ دين اين است كه انسان بر اثر ازدواج و اشباع تمايلات‏جنسى خود از راه صحيح، زمينه هدايت خود را بيشتر فراهم مى‏كند و در فراز و نشيبهاى زندگى و در برخورد با صحنه‏هاى انحراف، بهتر مى‏تواند غرايز جنسى خود را كنترل كند، برخلاف افراد غير متأهّل كه زمينه انحراف و به خطر افتادن دين و ايمانشان در گير و دار انحرافات جنسى بيشتر است؛ با اين حال، افراد مجرّد و متأهّل- هر دو- در هنگام تهاجم خواهشهاى جنسى بايد در حفظ دين و ايمان خود بكوشند. رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد: «اذا تَزَوَّجَ الْعَبْدُ فَقَدِ اسْتَكْمَلَ نِصْفَ الدّينِ، فَلْيَتَّقِ اللَّهَ فى‏ نِصْفِ الْباقى‏» هرگاه بنده ازدواج كند، نيمى از دين خود را تكميل كرده است، و درباره نيم ديگر بايد تقواى الهى پيشه كند.
شرایط همسر خوب
امام صادق عليه‏السلام فرمود:
زن گردنبندى است، بينديش چگونه گردنبندى را انتخاب مى‏كنى. براى زن شايسته و ناشايست هيچ قيمتى نمى‏توان مشخّص كرد؛ زيرا زنان شايسته با طلا و نقره برابرى نمى‏كنند، بلكه چنين زنانى از طلا و نقره بهترند و ارزش زنان ناشايست با خاك هم برابر نيست؛ چه اينكه خاك از اينان بهتر است.
همان امام ع در جاى ديگر، به دقّت در انتخاب همسر توصيه كرده، مى‏فرمايد:
«انْظُرْ ايْنَ تَضَعُ نَفْسَكَ، وَ مَنْ تُشْرِكُهُ فى‏ مالِكَ، وَ تَطَّلِعُهُ عَلى‏ دينِكَ وَ سِرِّكَ»
ببين شخصيت خود را در چه جايگاهى قرار مى‏دهى و چه كسى را در ثروت خود شريك مى‏كنى و بر دين و راز خويش آگاه مى‏سازى.
نقش و تأثير همسر در زندگى، انسان جوياى سعادت را وا مى‏دارد كه در انتخاب وى شتاب نكند و با دقّتى بايسته به جستجوى او بپردازد، چرا كه به دست آوردن گوهرى ارزنده به غوّاصى در اعماق دريا مى‏ارزد و دستيابى به همسرى شايسته، تلخى ناملايمات و مشكلات گزينش مناسب را به كام انسان شيرين مى‏سازد و دستيابى به همسر صالح و نيكوكار در سايه تحقيق و جستجو ميسّر خواهد شد. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«انَّما مَثَلُ الْمَرْأَةِ الصَّالِحَةِ مَثَلُ الْغُرابِ الْأَعْصَمِ الَّذى‏ لا يَكادُ يُقْدَرُ عَلَيْهِ»همانا زن شايسته همچون كلاغ پاسفيد [كمياب‏] است و دسترسى به آن بسيار مشكل است.
1ـ تقوا و تدین : قرآن می فرماید (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُم‏ : ـ گرامى‏ترين شما با تقوى‏ترين شما است) باید از اصالت دادن به زیبایی های ظاهری و ثروت وقدرت  و امثال آن خود داری کرد به همین دلیل توصیه نموده اند : اگر خواستگاری خوش اخلاق و متدینی برای دختر شما آمد بپذیرید و گرنه پیامدهای بدی خواهد داشت که انسان می تواند با دینداری پول دار شود اما با پول نمی توان دین را خرید 
در روایت می خوانیم : معيار انتخاب‏ همسر در نزد مردم معمولًا چند چيز است:1-) ثروت، 2-) زيبايى، 3-)حَسب و نَسب. ولى در حديث دیگری مى‏خوانيم: «عليك بذات الدين» تو در انتخاب همسر، محور را عقيده وتفكّر وبينش او قرار ده. در حديث ديگر مى‏خوانيم: چه بسا زيبايى كه سبب هلاكت وثروت كه سبب طغيان باشد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «هرگاه كسى به خواستگارى دختر شما آمد كه دين و امانت‏دارى او را پسنديد، جواب ردّ ندهيد و گرنه به فتنه و فساد بزرگى مبتلا مى‏شويد».
امام حسن عليه السلام به كسى كه براى ازدواج دخترش مشورت مى‏كرد فرمود: «دامادِ با تقوا انتخاب كن كه اگر دخترت را دوست داشته باشد گراميش مى‏دارد و اگر دوستش نداشته باشد، به خاطر تقوايى كه دارد به او ظلم نمى‏كند».
در روايات مى‏خوانيم: «به افرادى كه اهل مشروبات الكلى هستند و افراد بداخلاق وكسانى كه خط فكرى سالمى ندارند و در خانوادهاى فاسد رشد كرده‏اند، دختر ندهيد». جهت روشن شدن اهميت اين معيار در گزينش همسر لازم است به نكات زير توجه شود:
الف- تأثير ديندارى همسر در انسان: همسر متديّن و مؤمن حامى و تقويت كننده ايمان انسان است؛ بطورى كه هرگاه در ايمان شوهر ضعفى به وجود آيد،(همین که احساس که پای شوهر می لغزد او مانع لغزشش می شود و این لرزش به  ستون خیمه خانواده سرایت نمی کند و بچه های را ه می توانند در متزلزل بودن کانون خانواده موثر باشند سراوری می کند ) به يارى‏اش مى‏شتابد و در رفع اين ضعف، او را كمك مى‏كند و در انجام وظايف دينى تشويقش مى‏كند و از هلاكت نجاتش مى‏دهد.
نمونه چنين زنى، همسر «زُهَيْر بن قين» است كه در موقعيّت حسّاس و بحرانى، با تحريك احساسات و غيرت دينى شوهرش، وجدان او را بيدار كرد و با تشويق او به ملاقات و يارى حضرت سيّدالشهدا عليه السلام او را به سعادت ابدى نايل ساخت.
در مقابل، همسر غير متديّن موجبات تضعيف ايمان انسان را فراهم مى‏سازد، بطورى كه با گذشت زمان، بى‏ايمانى و بى‏تفاوتى او نسبت به معتقدات دينى در روح شوهرش تأثير گذارده و خواه و ناخواه او را در انجام تكاليف دينى، سست و بى‏تفاوت مى‏كند.
ب- تأثير ديندارى در هماهنگى: آثار متديّن بودن انسان، در عمل او آشكار مى‏شود. زن متديّن به همان اندازه كه در فكر و عقيده با شوهر متديّن هماهنگ است، در عمل نيز در كنار او قرار مى‏گيرد. هماهنگى در التزام به دستورات دينى همچون رعايت حجاب، پرهيز از معاشرتهاى آلوده، خوددارى از مصرف مال حرام، تعهّد به رعايت اخلاق اسلامى و انجام عبادتهاى دينى و دهها مورد ديگر كه در زندگى پيش مى‏آيد، از تفاهم و هماهنگى زن و شوهر حكايت مى‏كند.
اما اگر زن و شوهر از نظر عقيده و ديندارى در دو قطب مخالف قرار داشته باشند، ازكوچكترين مسائل زندگى تا مهمترين آن و از شروع مراسم عقد و عروسى تا پايان زندگى، كشمكش و درگيرى مستمر در زندگى اين زن و شوهر وجود خواهد داشت كه همگى از مراعات نكردن معيار ديندارى در گزينش همسر ناشى مى‏شود.
ج- تأثير ديندارى همسر در پرورش فرزندان: توجّه به ملاك ديندارى همسر راهگشاى خوبى در تربيت و پرورش فرزندان شايسته، متديّن و باايمان خواهد بود؛ مادر متديّن، فرزندان مؤمن و نيكوكار به جامعه تحويل مى‏دهد و از بى‏بندوبارى و افسار گسيختگى آنها جلوگيرى مى‏كند. او مى‏كوشد فرزندان خود را طبق الگوهاى دينى و مذهبى پرورش دهد. از اين رو، در تمام مراحل زندگى آنها را به ديندارى و رعايت دستورات دينى فرا مى‏خواند و از مخالفت نسبت به آن باز مى‏دارد، ولى مادر غير متديّن قادر نيست فرزندان مؤمن و متديّن به جامعه تحويل دهد.
2ـ اصالت خانوادگی : یکی از مهم ترین شرایط همسر خوب ، داشتن اصالت خانوادگی است و معنای آن این است که خانواده پارسا و متقی باشد یعنی متدین بودن پدر و مادر  برای نمونه می توان به کلام رسول مکرم اسلام … ـ پیرامون عدم ازدواج0 با زنان زیبایی که در خانواده های بد رشد کرده اند و همچنین توجه به برادران زن نمود که فرزندان انسان به آنها شباهت پیدا می کنند ـ استناد کرد
رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:
«تَزَوَّجُوا فِى الْحِجْزِ الصَّالِحِ فَانَّ الْعِرْقَ دَسَّاسٌ»
در خانواده اصيل و شايسته ازدواج كنيد، زيرا عرق (نطفه و ژنها) تأثير مى‏گذارد.
از اين حديث استفاده مى‏شود كه يكى از حكمتهاى توجّه به اصالت خانوادگى در انتخاب همسر اين است كه بيشتر دخترانى كه در خانواده‏هاى شريف و آبرومند تربيت مى‏شوند، همچون پدران و مادرانشان به آداب و رسوم دينى و موازين اخلاقى بيشتر مقيّد خواهند بود و زمينه سعادت و خوشبختى در آنها آماده‏تر است، چرا كه تأثير عامل‏وراثت از ديدگاه اسلامى به عنوان يك عامل زمينه‏ساز در تربيت صحيح و اسلامى مقبول و پذيرفته شده است. از اين رو، اين شرافت و بزرگوارى و اصالت نژاد در دختران تأثير بسزايى مى‏گذارد.
باز پیامبر ص می فرماید : اى مردم! از سبزه‏هايى كه در زمينهاى آلوده مى‏رويد، بپرهيزيد. پرسيدند: اى رسول خدا! [منظور از] سبزه‏هاى روييده در زمينهاى آلوده چيست؟ حضرت پاسخ داد: زن زيبايى است كه در خانواده‏اى بد، تربيت شده باشد.
در اين حديث شريف رسول اكرم (ص) جوانان را از ازدواج با دخترانى كه در خانواده‏هاى پست و فرومايه و به دور از تربيت اسلامى و موازين شرعى تربيت شده و بى‏بندوبار و خودسر بارآمده‏اند، برحذر داشته است،
دلیل : زيرا چنين دخترانى- خواه ناخواه- بعد از ازدواج خصايص خانوادگى خود را در محيط خانوادگى نوپاى خود پياده خواهند كرد. از سوى ديگر، پس از ازدواج انسان ناگزير است با خانواده همسرش رفت و آمد كند و چنانچه خانواده همسر از مزيّت شرافت خانوادگى برخوردار نباشند، معاشرت و رفت و آمد با آنها همواره مايه عذاب شوهر خواهد بود و اين امر زمينه درگيرى و اختلاف ميان زن و شوهر را فراهم خواهد كرد.
بديهى است كه وجود دختران خوب و شايسته را در ميان خانواده‏هاى غير اصيل و فرومايه نمى‏توان انكار كرد، ولى چنين افرادى بندرت يافت مى‏شوند و به هر حال بقاياى آثار نامطلوب تربيتى خانواده‏هاى آنان در آنها مى‏ماند و بگونه‏اى آنان را تحت تأثير قرار مى‏دهد. از اين رو، شايسته است از ازدواج و پيوند خويشاوندى با خانواده‏هاى پست و فرومايه همچون افراد فاسق، شرابخوار، معتاد، دزد و شرور و ... پرهيز شود.
3ـ اخلاق نیکو : همسر خوب کسی است که آراسته به فضایل اخلاقی باشد
اخلاق هر كس در زندگى او تأثير مستقيم دارد، ولى اين تأثير در محيط خانواده محسوستر و نقش‏آفرين‏تر است، زيرا مسائل عاطفى در خانواده بر مسائل ديگر غلبه دارد و محيط خانواده بيشتر بر مبناى خصوصيات اخلاقى اعضاى آن شكل مى‏گيرد. اگر اعضاى خانواده- بويژه مادر- از اخلاقى پسنديده برخوردار باشند، محيط خانواده به بهشتى سرورانگيز تبديل خواهد شد، ولى اگر به بداخلاقى خو گرفته باشند، همواره خود را در جهنّمى سوزان گرفتار خواهند ديد.
بنابراين، مى‏توان گفت كه اخلاق پسنديده پس از مسأله ديندارى از جمله عوامل خوشبختى زن و شوهر است و نقش تعيين كننده‏اى در زندگى مشترك آن دو ايفا مى‏كند.
امام على عليه السلام فرمود:
«بِحُسْنِ الْأَخْلاقِ يَطيبُ الْعَيْشُ»[1]
با خوش‏اخلاقى، زندگى نيكو و مطلوب مى‏گردد.
همسرِ بداخلاق و ناسازگار، مايه غم و اندوه و كدورت گرديده، طراوت و شادابى را از آدمى مى‏ربايد. پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله در دعا چنين مى‏گفت:
«اللَّهُمَّ انّى‏ اعُوذُبِكَ ... مِنْ زَوْجَةٍ تُشيبُنى‏ قَبْلَ اوانِ مَشيبى‏»
خدايا! به تو پناه مى‏برم از همسرى كه قبل از رسيدن پيرى، پيرم كند.
حسين بن بشّار (يكى از ياران امام هشتم عليه السلام) دخترى داشت و يكى از خويشانش كه اخلاق نيك نداشت، از دختر او خواستگارى كرد. وى نامه‏اى براى حضرت رضا عليه السلام نوشت كه چنين فردى براى خواستگارى دخترم آمده، آيا جواب مثبت بدهم يا جواب منفى؟
حضرت رضا عليه السلام در پاسخ نوشت:
«لا تُزَوِّجْهُ انْ كانَ سَيِّى‏ءَ الْخُلْقِ»
اگر (خواستگار) بداخلاق است، دخترت را به ازدواج او درنياور
. 4- كفو بودن‏
منظور از «كفو بودن»، هم شأن بودن و هم سطح بودن زن و شوهر است، و آن از نظر شرع عبارت از مساوات در دين، و از نظر عرف، مساوات در حسب و نَسَب، ثروت، شرف و مانند اينها.
كفو بودن از نظر اسلام اهميّت بسيارى دارد. قرآن كريم درباره لزوم رعايت اين معيار مهم مى‏فرمايد:
«الْخَبيثاتُ لِلْخَبيثينَ وَالْخَبيثُونَ لِلْخَبيثاتِ وَالطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّباتِ»
زنان ناپاك از آنِ مردانِ ناپاكند و مردان ناپاك نيز به زنان ناپاك تعلّق دارند، و زنان پاك از آنِ مردانِ پاك، و مردان پاك از آنِ زنان پاكند.
الف: با توجّه به آيات قبل كه درباره‏ى تهمت به زنان پاكدامن و ماجراى افك بود و با توجّه به جمله‏ى: «مُبَرَّؤُنَ مِمَّا يَقُولُونَ»، معناى آيه آن است كه كلمات خبيث مثل تهمت و افترا، شايسته افراد خبيث و سخنان پاك شايسته‏ى افراد پاك است.
ب: ممكن است مراد آيه بيان يك حكم شرعى باشد كه ازدواج پاكان با ناپاكان ممنوع است.
نظير آيه اوّل همين سوره كه مى‏فرمود: «الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلَّا زانِيَةً» مرد زناكار جز زن زناكار را به همسرى نگيرد، همان گونه كه در روايتى امام باقر (عليه السلام) اين معنا را تأييد مى‏كند
پيام‏ها
1 طبع افراد پليد آن است كه به سراغ پليدى‏ها مى‏روند بر عكس افراد خوب كه به سراغ خوبى‏ها مى‏روند. «الْخَبِيثاتُ لِلْخَبِيثِينَ ... الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ»
2 استفاده از نعمت‏ها و طيّبات، حقّ اهل ايمان است. «وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ»
 3 سالم ماندن نسل‏هاى پاك، از برنامه‏هاى قرآن است. «وَ الطَّيِّباتُ لِلطَّيِّبِينَ»
 4 حمايت از پاكدامن‏ها لازم است. «أُولئِكَ مُبَرَّؤُنَ مِمَّا يَقُولُونَ»
اگر دختر و پسر هم شأن يكديگر باشند و همديگر را درك كنند، همچون دو كفّه ترازو در هر شرايطى در كنار هم خواهند بود و هيچ ناراحتى و كمبودى نمى‏تواند زندگى آنها را از هم فروپاشد. در روايات اسلامى روى اين معيار تأكيد فراوانى شده است.
سوال : زن و مرد در چه امورى لازم است در يك سطح باشند؟ آيا هم‏سطح بودن در زيبايى، علم، ثروت، موقعيتهاى اجتماعى- خانوادگى، فرهنگ و مانند اينها؟ يا اينكه تأكيد اسلام در كفو بودن فراتر از اين امور است؟
در پاسخ مى‏گوييم تكيه اسلام در اين مورد، بيشتر روى محور هم‏شأن بودن در دين، ايمان و اعتقاد و نيز اخلاق و ارزشهاى معنوى دور مى‏زند. بر اين اساس هم‏شأنى در امور ديگر به عنوان معيار كلّى و اصلى محسوب نمى‏شود. اما اگر زن و مرد در امر دين و اخلاق در يك سطح بودند، ولى از نظر زيبايى، ثروت، علم و موقعيت‏هاى اجتماعى- خانوادگى با هم تفاوت داشتند، ازدواج كردن، مانعى ندارد، چرا كه تساوى در دين، ايمان و اخلاق، كمبودهاى ناشى از فقر و تهيدستى و نداشتن موقعيت اجتماعى- خانوادگى و ديگر موارد را كم و بيش جبران مى‏كند و باعث موفقيت زن و مرد در زندگى زناشويى خواهد شد.
الف- كفوبودن در دين و ايمان: هم‏شأن بودن در دين و ايمان- همان‏طور كه گذشت- از موارد مهمّ در كفو بودن زن و شوهر است و در روايات اسلامى مورد تأكيد قرار گرفته است، چنان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:
مرد مؤمن هم‏شأن زن مؤمن و مرد مسلمان [نيز] هم‏شأن زن مسلمان است.
بر اين اساس، هنگامى كه آن حضرت به تزويج دختران با هم‏شأنهاى خود امر كرد، فرمود:
«الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ اكْفاءُ بَعْضٍ» مؤمنان بعضى هم‏شأن بعضى ديگرند.
هم‏شأنى در ايمان، تقوا و ارزشهاى معنوى چنان اهميّت دارد كه امام صادق عليه السلام مى‏فرمايد:
«لَوْلا انَّ اللَّهَ خَلَقَ اميرَالْمُؤْمِنينَ عليه السلام لِفاطِمَةَ [سَلامُ اللَّهُ عَلَيْها] ما كانَ لَها كُفْوٌ عَلَى الْارْضِ»اگر خداوند امير مؤمنان عليه السلام را براى فاطمه عليهماالسلام نيافريده بود، در تمام روى زمين براى آن بانويى يافت نمى‏شد.تمام روى زمين نداشت!
روشن است كه اين بى‏همتايى ناظر به ايمان، تقوا، ارزشهاى معنوى، قرب به خداوند بزرگ و مقامات والاى انسانى است.
مسأله كفو بودن- گذشته از موارد ياد شده- در پاره‏اى از روايات اسلامى به پاكدامنى ناشى از ايمان و اعتقاد و امكان تأمين زندگى تفسير شده است. امام صادق عليه السلام در اين باره مى‏فرمايد:
هم شأن بودن [در ازدواج‏] عبارت از پاكدامنى و امكان تأمين زندگى است.
آنچه تا حال در زمينه معيارهاى گزينش همسر ذكر شد، معيارهاى اساسى و مهمّ در اين زمينه است. در اينجا پاره‏اى ديگر از معيارها را به صورت گذرا بيان مى‏كنيم.
هماهنگى فكرى و فرهنگى‏
آگاهى از طرز فكر و فرهنگ همسر آينده در جنبه‏هاى گوناگون زندگى مانند: سطح علمى، فداكارى، گذشت، ولخرجى، اسراف، راحت‏طلبى، مقام‏دوستى، جاه‏طلبى، چشم و هم‏چشمى، تدبير منزل، عقل معاش، معرفت و دانش و ... بسيار مهم است؛ زيرا در موارد زيادى، اختلافات زن و شوهر ناشى از اختلاف روحيه‏ها و ناهماهنگى فكرى‏
. 6- سلامت فكر و روان‏ امام صادق عليه السلام به نقل از امام على عليه السلام مى‏فرمايد:«ايَّاكُمْ وَ تَزْويجَ الْحَمْقاءِ فَانَّ صُحْبَتَها بَلاءٌ، وَ وَلَدَها ضِياعٌ»از ازدواج با زن نادان بپرهيزيد كه همنشينى با او گرفتارى و فرزند او (تباه و) نالايق است
-خانواده
كانون خانواده بهترين جاى مناسب براى پرورش فرزندان است كه هيچ جايگزينى براى آن يافت نمى‏شود. از اين رو، حفظ كانون خانواده، بسيار مورد تأكيد قرار گرفته و فروپاشى آن در قالب طلاق، منفورترين حلالها نزد خداى سبحان محسوب مى‏شود.«مَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةً لا يَتَزَوَّجُها الَّا لِجَمالِها لَمْ يَرَ فيها ما يُحِبُّ، وَ مَنْ تَزَوَّجَ لِمالِها لا يَتَزَوَّجُها الَّا وَ كَلَهُ اللَّهُ الَيْهِ، فَعَلَيْكُمْ بِذاتِ الدّينَ» كسى كه تنها به جهت زيبايى زن با او ازدواج كند به خواسته خود نمى‏رسد و كسى كه به خاطر ثروتش با او ازدواج كند، خداوند او را به خودش وامى‏گذارد. پس بر شما باد به ازدواج با زن متديّن.
مسأله ازدواج و انتخاب جفت، يكى از امور لازم در زندگى جانداران، از جمله گياهان و جانوران است. خلقت موجودات زنده بگونه‏اى است كه هر كدام آنها، آگاهانه يا ناخودآگاه به انتخاب جفت پرداخته، براى بقاى نسل و توليد و تكثير نوع اقدام مى‏كنند و يا هدايت و رهبرى مى‏شوند.
براساس تعاليم قرآنى- كه در تحقيقات علمى دانشمندان نيز به اثبات رسيده است- آفريدگار جهان، همه موجودات عالم مادّه را جفت آفريده است:
 «وَ مِنْ كُلِّ شَىْ‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ» و از هر چيز جفتى آفريديم، شايد متذكّر شويد!
قرآن، درباره جفت‏آفرينى گياهان فرمود:«اوَ لَمْ يَرَوْا الَى الْأَرْضِ كَمْ انْبَتْنا فيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَريمٍ» آيا آنان به زمين نگاه نكردند كه چقدر از انواع گياهان، جفتِ پر ارزش در آن رويانديم؟! علاوه بر آيات مذكور، آياتى ديگر بر آفرينش جفت‏گونه حيوانات و انسان دلالت دارند، مانند:«جَعَلَ لَكُمْ مِنْ انْفُسِكُمْ ازْواجاً وَ مِنَ الْأَنْعامِ ازْواجاً ...»از جنس شما، همسرانى براى شما قرار داد و جفتهايى از چهارپايان آفريد.جفت‏آفرينى جانداران و وجود غريزه جنسى در آنها، وسيله‏اى جهت محفوظ ماندن نسل جاندار به شمار مى‏رود. دستِ آفرينش ميان زن و مرد، گرايش و كششى طبيعى نسبت به يكديگر قرار داده تا آنها به زندگى مشترك روى آورند و ميل جنسى را همچون ساير اميال و غرايز، بطور صحيح ارضا نموده، هسته اصلى خانواده را تشكيل دهند.
از اين رو، با پيدايش انسانهاى نخستين در كره زمين، ازدواج و مراسم خاص مربوط به آن شكل گرفت. براساس گفته صاحبان اديان، نخستين ازدواج بين آدم و حوا- اوّلين مرد و زنِ نسل بشر كنونى- به وقوع پيوست و سپس در سايه ازدواجِ فرزندان آنها، نسل انسان تكثير يافت.
عوامل استحکام خانواده
1_ عامل اعتقادی
نظام لیبرال : هدف از زندگی به دست آوردن رضایت شخص
نظام اعتقادی اسلام :هدف ؛ تعالی و قرب  به خداست بنابراین از برخی از خواسته های شخصی می گذرند تا با جلب رضایت خداوند به کانون خانواده استحکام ببخشند
خضرت علی ع : هر که از غیر هدایت الهی راه جوید گمراه می شود
باورها و نگرش ها بر مبنای آموزه های اسلامی
1-) تقدیس پیوند زناشویی
از عوامل حفظ و تثبیت خانواد مقدس دانستن ازدواج است از عوامل سقوط خانواده ها در غرب  تقدس زدایی جا یگاه خانواده است اسلام در صدد است که نگرش مسلمانان نسبت به ازدواج و خانواده مقدس باشد در روایات در مورد و ازدواج و نسبتش با دین کلمات گهرباری مطرح شده است که اکمال دین فرد در ازدواج اوست و هنگام این سنت حسنه درهای آسمان به رحمت گشوده می شود
2-) مثبت اندیشی
افکار مثبت به احساس درست سپس به رفتار درست می انجامد
امام علی در این راستا می فرماید : خوش گمانی مایه آسایش دل و سلامت دین است
از تاثیر حسن ظن نسبت به همسر نباید غفلت کرد البته این به معنای فریب و ساده دلی وحماقت نیست بلکه بدین معناست که نسبت به گفتار و رفتار خانواده و همسر و مسائل رندگی مشترک بدگمان نباشیم
در متون دینی بر خوش بینی نسبت به دیگران تاکید شده است
امیر المومنین ع : کار برادر دینی ات به بهترین وجه تعبیر کن تا زمانی که دلیل قطعی بر خلاف آن برای تو حاصل شود
خوش گمانی نسبت به همسر سبب ارتباطی صمیمی شده و محبت هر دو را نسبت به هم عمیق تر می کند
نکته : شک و وسواس از مکایدو حیله های شیطان رانده شده است و شالوده زندگی را لرزان می کند
مهارت ها :
الف) هنگام بد گمانی زشتی بدگمانی وسوء ظن را در ذهن خود و یا روی کاغذ به خود گوشزد کنید مثلا این روایت را در معرض دید خود قرار دهید که امیر المومنین می فرماید : بد گمانی به کسی که خیانت نمی کند از پستی است
ب) از تفکرات خرافی مانند شانس و فال و نحسی روز یا مکان و طلاع بینی بپرهیزید
ج) از نگرش بین صفر و یا صد اجتناب کنید (( همسرم یا عاشق من است یا از من متنفر است ))
د) ازتجسس به شدت بپرهیزید که بهانه ای برای ذهن شما خواهد بود پیامبر مکرم اسلام ص می فرماید : وقتی گمان بد بردید در باره آن تحقیق و جستجو نکنید
ه) خودتان را به جای همسرتان بگذارید ببینید می توانید در جایگاهی باشید که همسرتان آن گونه که شما رفتار می کنید با شما برخورد کند و بپذیرید
و) باور کنید که هر بار که نسبت به همسرتان بد بین می شوید از اعتبار خدادادیتان کاسته می شود از امروز بکوشید از این اعتبار نکاهید 
3ـ) قناعت
قناعت موجب می شود که همسران از همدیگر انتظارات غیر معقول نداشته باشند و در غیر این صورت احتمال اختلال در خانواده بیشتر خواهد شد
افراد قانع هماهنگ با تلاش خستگی ناپذیر برای بهبود وضعیت ، به تقدیر الهی راضی و قانع اند واز همین رو با آرامش زندگی می کنند
امام صادق ع : کسی که قانع نباشد ، زندگی برایش گوارا نیست
امام علی ع : قناعت به عزت منجر میشود
واقعیت نشان داده کسی که قانع نبوده است به ذلت و خواری تن می دادند چه بسان مردان و زنانی که به داشته های همسرشان قانع نبوده اند به خواری در دین مبتلی شده اند و همچنین بار مسئولیت خیانت را بر دوش خود می کشند
امام صادق ع از ویژ گی های زن ناشایست چنین بر می شمرد: زیاد را اندک می شمرد و کم را نمی پذیرد
همچنین امام صادق ع می فرماید : به کسی که پایین تر از خودت است نگاه کن زیرا که این نظر باعث می شود که تو به روزی مقدر از جانب خداوند قانع تر شوی
4-) جمع گرایی در خانواده
از آسیب های موثر در روابط همسران فرد گرایی و خود خواهی درخانواده است سوی تاریک فرد گرایی خود محوری است که زندگی را کم مایه می کند و افراد از توجه به دیگران باز می مانند
در بینش فرد گرایی همه قوانین خانوادگی بر اساس اعتقاد و قابلیت های فردی تعیین می شود در این نگرش ، تعالی خانواده یا تنزل مقام و جایگاه افراد خانواده وایفای درست و یا نادرست نقش ها به استعداد و توانایی فرد نسبت داده می شود فرد موفقیت خانواندگی را به لفظ من بیان می کند و بدون دخالت مشارکت همسر و یا فرزندانش
در اسلام فرد از روی اختیار منافع خود را در راستای مصالح همسر و فرزندان خود ، نادید می گیرد بددون اغفال از شخصیت و افکار و علایق فرد
در روایتی آمده است که :: مومن مطابق میل اعضای خانواد می خورد و منافق ، خانواده اش مطابق میل او می خورد
در روایتی از امام صادق امده است که : زن وشوهر در خانواده بر اساس نیاز و خوشایند همسرخود ظاهر خود را آراسته سازند
پیامبر ص می فرماید: ارزشمندی افراد ، به میزان خوش رفتاری و خدمت گزاری آنها برای خانواده است
مهارت ها :
الف)  یادمان باشد که بعد از ازدواج «من و تو » می شویم «ما »
ب) پس از ازدواج از خودخواهی ها بپرهیزید و منافع همسر و فرزندان را در نظر بگیرید احترام به علایق و تلاش شخصی همسر سبب توانمندی  وی می شود بنابر این به استقلال همسر در امور شخصی احترام بگذارید
5_) تفسیر صحیح از مشکلات زندگی
خداوند خیر مطلق است و انچه انسان شر می پندارد در حقیقت خیر است و ابزاری برای رشد و کمال اوست
خداوند در قرآن می فرماید : لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ كَبَدٍ (سوره بلد ؛ آیه4)  مسلما ما انسان را در رنج آفريديم‏
تولد و رشد تدریجی انسان با مشقت هایی همراه است
دشواری های زندگی : فقر ، فقدان عزیزان ، ناباروری ، بدرفتاری همسر بالاخره سختی ها هر چه باشد تمام می شود آنچه می ماند پایداری در برابر آنهاست بسیاری از مشکلات سبب پیوستگی بیشتر اعضای خانواده می شود
در همین راستا اسلام تاکید می کند بر ضروت مثبت نگری و در مشکلات انسان این امور را مطمح نظر قرار دهد 1- یاد آوری نعمت های فراوان گذشته 2- توجه به نعمت های کنونی در کنار مشکلات 3- امید به رفع مشکل کنونی در آینده 4- توجه به کاستی های موقت دنیا و لذت های جاودانه آخرت
توضیحی در-.حلَّال مشکلات انسان
       بسیاری از مشکلات روحی و روانی انسان ناشی از خود ناشناسی است.اگر آدمی حقیقت واقعی خود را درجهان هستی بشناسد می تواند بسیاری از مشکلات خود را حل کند و زمینه سعادت خود را فراهم سازد.
الماس شدن در اثر فشار زیادی است که کربن می بینند و برای ارزشمند شدن نیازمند فشار هستیم انسان خودش را مانند میتی در دست غسال می بیند که هیچ مقاومت و تحرکی ندارد
پیامبر با خط هایی مستطیل و مشکلات را بیان کردم (انک کادح الی ربک ) برای این خود را با مشکلات وفق دهد وجود و ارزش خودش را می شناسد و از همین رهگذر پی به مصلحتی که در این مشکلات است می برد و می داند مادری که دوای تلخ و واکسن درد ناک به فرزندش می زند برای اینده اوست که فلج اطفار نبیند و یا بدنی سالم و مقاوم داشته باشد
حضرت داوود برای دیدن کسی که همنشین او ست به این مسئله پی برد که انسان با حسن ظن به خدا جایگاه رفیعی پیدا می کند و یعنی این انسان خود راشناخته است و از زهگذر آن به خدای خود نزدیک شده و در تحت ولایت او قرار می دهد س
بسیاری از مکاتب یک جنبه از و جود آدمی را در نظر گرفته اند و در حقیقت انسان را نشناخته اند و دچار اشتباه شده اند ؛ مکاتبی نظیر مارکسیسم ، لیبرالیسم (آزاد اندیشی ، نازیسم( نژاد پرستی ) و ماتریالیسم(مادی گرا ) به خود ناشناسی رسیده اند؛ زیرا اگر انسان خود را بشناسد فرامین الهی را اطاعت خواهد کرد و به آرامش و سعادت خواهد رسید.
قرآن مى‏فرمايد: «عَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ»  چه بسيار چيزهايى كه شما دوست نداريد، ولى در حقيقت به نفع شماست و چه بسيار چيزهايى كه شما دوست داريد، ولى به ضرر شماست.
اگر بدانيم ديگران مشكلات بيشترى دارند.
اگر بدانيم مشكلات، توجّه ما را به خداوند بيشتر مى‏كند.
اگر بدانيم مشكلات، غرور ما را مى‏شكند و سنگدلى ما را برطرف مى‏كند.
اگر بدانيم مشكلات، ما را به ياد دردمندان مى‏اندازد.
اگر بدانيم مشكلات، ما را به فكر دفاع و ابتكار مى‏اندازد.
اگر بدانيم مشكلات، ارزش نعمت‏هاى گذشته را به ما يادآورى مى‏كند.
اگر بدانيم مشكلات، كفّاره‏ى گناهان است.
اگر بدانيم مشكلات، سبب دريافت پاداش‏هاى اخروى است.
اگر بدانيم مشكلات، هشدار و زنگ بيدارباش قيامت است.
اگر بدانيم مشكلات، سبب شناسايى صبر خود و يا سبب شناسايى دوستان واقعى است.
و اگر بدانيم ممكن بود مشكلات بيشتر يا سخت‏ترى براى ما پيش آيد، خواهيم دانست كه تلخى‏هاى ظاهرى نيز در جاى خود شيرين است.
آرى، براى كودك، خرما شيرين و پياز و فلفل تند و ناخوشايند است، امّا براى والدين كه رشد و بينش بيشترى دارند، ترش و شيرين هر دو خوشايند است.
به يكى از اولياى خدا گفته شد حقّ تشكّر از خداوند را بجا آور. او گفت: من از تشكّر و سپاس او ناتوانم. خطاب آمد: بهترين شكر همين است كه اقرار كنى من توان شكر او را ندارم.
سعدى گويد:
          از دست و زبان كه برآيد             كز عهده شكرش به درآيد
         بنده همان به كه زتقصير خويش             عذر به درگاه خدا آورد
 
 
6-) باورهای دینی
تاثیر اعتقادات دینی در استحکام خانواده در ابعاد ومختلف نمود می یابد مثل :
6-1 ایجاد وفاق در تعیین بایسته های زندگی خانوادگی
اعتقادات مختلف باعث کشمکش های خانوادگی می گردد خانواده ای که دچار فردگرایی هستند اختلاف ها شدت بیشتری دارد حال آنکه در زندگی همسران با ایمان با معیارهای واحد رهنمودهای الهی تعیین کننده است در رفتارهای جنسی ، روابط عاطفی ، نوع خدمت گذاری و بهره مندی اعضا از خدمات خانواده تعامل دارند و و به توافق وصف ناپذیری می رسند
6-2 اعتقاد به نظارت الهی
این اعتقاد انسان را از افکار و رفتار ناشایست باز می دارد
امام حسن ع به مردی که ایشان را مورد مشورت قرار داده بود فرمودند : دخترت را به پسر با تقوا شوهر بده زیرا حتی اگر از همسرش متنفر شود به او ظلم نمی کند
پیامبر ص میفرماید : زن یا مردی که همسرش را آزار دهد و به او ظلم کند ، اولین فرد وارد شونده در جهنم است
6-3 بالا بردن آستانه تحمل
به زنان و مردانی که در مشکلات خانوادگی صبر پیشه می کنند وعده رحمت الهی داده شده است
پیامبر ص : خداوند به مردی که بر بد خلقی همسرش صبر کند ، ثواب حضرت داوود و به زنی که بر بد اخلاقی شوهرش صبر کند ، ثواب آسیه را عطا می کند
6-4 احساس رضایت همیشگی
انسان معتقد از پیشامدها راضی است و آنها را رحمت پنهان خداوند می شمرد
6-5 ایمان به خدا و اتکال به او
انسان با ایمان اعمال خودش را بر ای رضایت خداوند انجام میدهد بنابر این در ناکامی ها وشکست ها هرگز اندوهگین نمی شود بنابراین زندگی مومن هیچ گاه بن بست ندارد  چرا که او معتقد است که خداوند مشکلات را می بیند و تقاضای وی را می  شنود و مطابق با مصلحت او پاسخ می دهد
وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادي عَنِّي فَإِنِّي قَريبٌ أُجيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجيبُوا لي‏ وَ لْيُؤْمِنُوا بي‏ لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ (البقره ؛ آیه186) دعا كننده، آن چنان مورد محبّت پروردگار قرار دارد كه در اين آيه، هفت مرتبه خداوند تعبير خودم را براى لطف به او بكار برده است: و آیه اینگونه معنا می شود ((اگر بندگان خودم درباره خودم پرسيدند، به آنان بگو: من خودم به آنان نزديك هستم و هرگاه خودم را بخوانند، خودم دعاهاى آنان را مستجاب مى‏كنم، پس به خودم ايمان بياورند و دعوت خودم را اجابت كنند.))
فرد با ایمان حتی اگر مشکلات خانوادگی را محصول تصمیم گیری نادرست یا رفتار خطای خود ببیند باز هم به خداوند امیداور است  چون در وعده الهی تردید ندارد :
قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ (الزمر ؛ آیه53) بگو: «اى بندگان من كه بر نفس خويش اسراف (و ستم) كرده‏ايد! از رحمت خداوند مأيوس نشويد، همانا خداوند همه‏ى گناهان را مى‏بخشد، زيرا كه او بسيار آمرزنده و مهربان است.
بنابراین يأس از رحمت، حرام است چرا که رحمت او محدود نيست‏
2_ عامل عاطفی
قرآن از رابطه زوجین با «مودت » و «رحمت» تعبیر می کند بنابراین شهوت تنها عامل پیوند زناشویی نیست بلکه صفا وصمیممت و اتحاد دو روح است که آنها را هم پیوند می زند زندگی مشترک بزرگترین عرصه تجلی عشق و شیفتگی است  عشقی که در قالب درست و مسیر صحیح ارتباط واقع شده باشد جدایی ها و فاصله ها و تضادها را در پرتو درخشش خود می زداید
امام صادق ع : زمانی که حضرت آدم ع برای اولین بار به حضرت حوا ع نظر افکند گفت : پروردگارا این بنده تو حواست ؛ دلم به او متمایل شده است و او را برای که آفریده ای ؟ خداوند پاسخ داد : او را برای تو آفریدم برای اینکه در دنیا آرامش یابی
در ادامه روایت حضرت آدم ع  از خداون تقاضا می کند که حوا ع را به همسری او در آورد و اولین ازدواج باشکوه جهان هستی روی می دهد
در روایتی امده است که : هرگاه عشق و علاقه مردی به همسرش زیاد شود بر ایمان او افزوده می شود
امام رضا ع : زنان چند گروه اند که یک گروه از آنان گنج و غنیمت بشمار می آیند و این گروه زنانی هستند که شوهران خود را دوست دارند وبه آنها عشق می ورزند
رابطه همسران رابطه دو سویه هست که در نگاه و کلامشان بروز می یابد 
 امام صادق ع : باید میان همسران پیام رسانی باشد ( بوسه و سخن)
زن در روابط میان خودو وشوهر همدلش ، از سه خصلت بی نیاز نیست که یکی از آن سه اظهار عشق به شوهر وبا دلربایی است
پیامبر ص : سخن مرد به همسرش که بگوید ((دوستت دارم)) هرگز از قلب زن بیرون نمی رود
مهارت ها :
الف) از کارهایی که روابط عاطفی را بهم می زند بپرهیزید مثل کتاب خوانی بیش از حد و یا دیدن فیلم و بازی با کامپیوتر وگوشی همراه
ب) عکس و فیلم های اول ازدواج را چند مرتبه با هم دیگر نگاه کنید
ج) به بهانه های گوناگون به همسرتان هدیه بدهید
د) نیاز جدی همسرتان شنیدن عبارت محبت آمیز است نگذارید همسرتان در حسرت محبت بسوزد
ه) زنان باید در ضمن اظهار محبت به شوهر از آنجا که قدرت تکلم بیشتری دارند به شوهر نیز فرصت بیان عبارات مهر آمیز را بدهند و ایجاد فرصت نمایند
و) مردان با خرید هدیه یا سخنان محبت آمیز و نوازش  همسرانشان و زنان با آشپزی و خوب خانه داری کردن ابراز محبت کنند این نشانگر اختلاف در ادبیات محبت آمیز است
ز) گاهی اوقات برای همدیگر نامه بنویسند و در کت و جای که فقط همسر می بیند قرار دهند و در آن ابراز محبت و همچنین بعضا نسبت به اشتباهی که کرده اند عذر خواهی کنند
ح) هر چند یک بار کار ویژه ای برای همسر خود انجام دهند مثلا مرد غذای مورد علاقه زن را بپزد یا خوراکی مورد علاقه همسر خود را بخرد
3_ عامل کلامی
خوش گفتاری با همسر بسیار مهم است
امام سجاد می فرماید : حق همسر بر تو آن است که همواره به یاد داشته باشی که خداوند همسرت را سبب آرامش ، راحتی و آسایش تو قرار داده او را مونس و یاورت نمود و به وسیله او از بسیاری نامبلایمات محافظت شدی پس واجب ا ست که هر کدام از شما همسران خداوند را به خاطر داشتن همسر محبوبش شکر گوید و توجه داشته باشد او نعمتی الهی است و واجب است که با این نعمت خداوندب خوش گفتار باشد
امام علی ع : پسرم با همسرت خوش سخت باش تا زندگی ات صفا داشته باشد
مهارت ها
الف) هرگاه همسرتان کاری را برای شما انجام داد از او تشکر کنید
ب) اگر از وی انتظاری دارید با مهربانی با او در میان بگذارید
ج) گاه در مورد احساسات خود و اروزهایتان با همسرتان صحبت کنید تا ورابط شما صمیمانه ترگردد
د) نظرات را مجددا برای همسرتان بازگو کنید ولو اینکه پیشتر با او در میان گذاشته اید
ه) در سخنان خودت از توهین و تحقیر و کنایه و اتهام بپرهیزید زیرا اگر سخنان شما درست هم باشد موثر واقع نخواهد شد زیرا همسر انسان به نکات منفی آن دقت می کند و بقیه را نادیده می گیرد
و) اگر عصبانی یا بی حوصله هستید آن را به همسرتان در میان بگذارید تا بداند که شما حوصله ندارید
4_عامل رفتاری
1-خلوت با همسر : در صورتی که در خانه به مطالعه روزنامه یا مجله یا دیدن تلویزیون و یا استفاده از اینترنت ، تلفن همراه می پردازید عملا بهره های عاطفی از یکدیگر ار کاهش می دهید بنابراین لازم است که همسران برخی از اوقات را به همنشینی و خلوت با یکدیگر اختصاص دهند اهمیت ان به حدی است که رسول مکرم اسلام می فرمایند : خداوند نشستن مرد در کنار زنش را از اعتکاف در مسجد النبی بیشتر دوست دارد
مهارت ها :
الف) زمان خاصی را به خلوت دو نفره و دوستانه اختصاص بدهید
ب) سعی کنید وعده های غذایی را با هم بخورید لا اقل شام را در کنار بخورید رسول اعظم ص می فرماید هر گاه اعضای خانواده با هم سر سفره غذا نشسته ، غذا خوردن را با بسم الله شروع می کنند و با حمد الهی پایان می رسانند ، خداوند آنان را می آمرزد
ج) سعی شود با یکدیگر بر نامه های مشترکی داشته باشند برای مثال قا هم تلویزیون تماشا کنید و درمورد برنامه که دیده اید با یکدیگر گفتگو کنید
2- ارضای صحیح نیازهای جنسی
بر آورده شدن نیاز جنسی به طور صحیح باعث می شود به سلامت جسم کمک کند و هم موجب آرامش روان انسان می گردد
امام صادق می فرماید : چیز مباحی نزد خداوند محبوب تر از رابطه زناشویی نیست بنابراین هنگامی که مومن از حلال غسل می کند ابلیس گریان شود و گوید ای وای این بنده پروردگارش را اطاعت کرد و خدا گناهش را آمرزید .
نیاز جنسی همسران به یکدیگر فقط از راه رابطه زناشویی بلکه همه بهره های دیداری شنیداری و رفتاری را در بر می گیرد در اینکه روایات به پاسخ دهی این نیازها اشاره می کند به چند نکته ذکر می کنیم
 نکته اول : آراستگی زن و شوهر برای یکدیگر
نکته دوم : استفاده از عطر و بودی خوش برای همسر حضرت علی ع می فرماید: زن مسلمان باید خودش را برای شوهرش خوشبو کند
پیامبر ص : بوی خوش رابطه قلبی را تقویت می کند و رابطه زناشویی را افزایش می دهد
نکته سوم :مسئولیت مرد در فع نیاز جنسی ، روایات اسلامی مردان را نسبت به مسئولیت جنسی در برابر همسرانشان هشدار داده است امام باقر ع می فرماید : همان طور که شوهران دوست دارند زن خود را زینت شده ببینند ، زنان هم دوست دارند شوهر خود را آراسته ببینند
امام کاظم ع می فرماید آراستگی شوهر برای زن عفت ، او را زیاد می کند
در احوال رسول الله است که او لباس خوش رنگی داشته که آن را برای  خانواده خویش تن می کردند .
امام باقر ع : موهای سفید خود را رنگ می کرد و  درخصوصو علت آن می فرمودند من مردی هستم که همسرم را دوست دارم و خودم  را برای همسرم اراسته می کنم
نکته چهارم : توجه به تفاوت جنسی ؛ مردان نسبت به محرکهای جنسی سریع تر تحریک می شوند در مقابل نیاز جنسی خود مقاومت کمتری دارند سریع تر به اوج لذت می رسند و در روابط زناشویی نسبت به عدم ارضای جنسی خود  آسیب پذیرترند
تمکین زن سبب رضایت مندی شوهر می شود و زن را محبوب همسر می سازد از این رو زنان باید نسبت به تقاضای جنسی همسر خود حساس باشند .
پیامبر ص می فرماید : بهترین زنان شما زنی است که در خلوت باشوهر لباس حیا از تن بر می کند
بر خلاف مردان ، زنان برای بهره مندی از جنسی و رسیدن به اوج لذت نیازمند مدت زمان بیشتری هستند اگر از این رابطه لذت کامل نبرند باعث سرد مزاجی می گردد
نکته  پنجم : رفع اختلالات جنسی ؛
نکته ششم : خویشتن داری جنسی از غیر همسر
نکته هفتم : توجه به احکام الهی
3- ایجاد و خفظ آرامش و نشاط در خانواده
4- توجه به تفاوت ها در رفتار با همسر
اول : زن ها از نظر جمسی ظریف ترند
دوم : مردان کلی نگرتر هستند و زنان به جزئیات دقت بیشتری دارند
سوم: مردان نسبت به آنچه می ببنند و زنان نسبت به آنچه لمس می کنند حساس ترند
چهارم : مردان بیشتر هدف مدار و زنان رابطه مدارند
پنجم : زنان بیشتر به حمایت نیاز دارند و مردان بیشتر به ریاست متمایل اند
ششم : خیال پردازی زنان قوی تر است و مردان معمولا جدی تر و استدلالی ترند
هفتم : قدرت تکلم در زنان قوتی تر از مردان است
هشتم : زنان لطیف تر ازمردان و مردان خشن تر از نان هستند
5- احترام و ادب
حضرت فاطمه س می فرمایند : بهترین شما کسی است که رد برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و همسر خویش را بیشتر تکریم کند
6- احترام به خانواده خود و همسر
7- رازداری در خانواده
8- گذشت از خطای همسر
 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 19:6  توسط محک  |