|
بسم الله الرحمن الرحیم
واژه اخلاق : جمع خلق است و لغةً: سرشت و سجیه سجیه : اعم از نیکو ، مثل راستگویی و زشت ، مثل دروغ گویی است خلق زیبا : یعنی بهره مندی از سرشت زیبا و پسندیده معنای اصطلاحی اخلاق بین دانشمندان اسلامی :: صفات پایدار در نفس که باعث صدور کارهای متناسب با آن صفات بدون نیاز به تفکر و تامل می شود مسکویه می فرماید : اخلاق حالت نفسانی است که بدون تامل به سمت انجام کار حرکت می دهد که نتیجه این حالات ، چنانچه کار زیبا باشد اخلاق خوب و اگر افعال زشت باشد اخلاق بد گویند جامع ترین تعریف :: علم اخلاق علمی است که به ما خوبی ها و بدی ها و راههای کسب خوبیها و دفع بدیها می آموزد هدف اصلی علم اخلاق : آموزش شیوه رفتار است پس اخلاق ، از سنخ علم و کیف نفسانی است که با آن زشتیها و پلشتیها شناسانده می شود و راههای کسب خوبیها و صفات زیبا را می آموزد و هدف آن ارائه راهکارهای رفتاری برای ایجاد حالات نفسانی ثابت می باشد سه حوزه پژوهشی و مطالعاتی :: 1ـ) مطالعات توصیفی 2ـ) مطالعات هنجاری 3ـ) مطالعات تحلیلی اخلاق توصیفی : اخلاقیات افراد و گروها و جوامع مختلف را توصیف می کند که این گونه پژوهش با روش تاریخی و نقلی صورت می گیرد هدف آن صرفا با نوع رفتار اخلاقی فرد یا جامعه ای خاص است این مطالعات را معمولا جامعه شناسان ، مردم شناسان و مورخان صورت می دهند اخلاق هنجاری : اخلاق دستوری نامیده شده است به بررسی افعال اختیاری انسان و صفات حاصل شده از آنها از حیث خوبی یا بدی و بایستگی یا نبایستگی می پردازد. موضوع این بحث : افعال اختیاری انسان و صفات درونی حاصل شده از افعال اختیاری روش بحث دراین نوع پژوهش : روش استدلال و عقلی است مهم ترین نقش و کارکرد اخلاق هنجاری : ارائه نظریه و دیدگاهی معقول برای تبیین خوبی و بایستگی ، یا بدی و نبایستگی یک عمل است اخلاق هنجاری متضمن پاسخ به این پرسش که دلیل درستی کارهایِ درست چیست ؟ میز بین کار خوب وبد چیست؟ فرا اخلاق فرا اخلاق به بررسی تحلیلی و فلسفی در باره مفاهیم و احکام اخلاقی می پردازد موضوع آن : مفاهیم و جملاتی است که در اخلاق هنجاری مورد بحث قرار می گیرد وظیفه آن صرفا بررسی معنای خوب و بد و تحلیل گزاره های مورد بحث است مفاهیم در فرا اخلاق از سه جهت مورد بررسی قرارمی گیرد : 1ـ حیث معنا شناختی 2ـ حیث معرفت شناختی 3ـ حیث وجود شناختی اخلاق کاربردی زیر مجموعه اخلاق هنجاری است در صدد آن است که کاربرد و اعمال منظم و منطقی نظریه اخلاقی را در حوزه مسائل اخلاقی خاصی نشان می دهد اخلاق کاربردی همان اخلاق هنجاری است البته در حوزه های خاصی از ندگی فردی و اجتماعی این نوع اخلاق ، شامل اخلاق حرفه ای هم میشود و منظور از اخلاق حرفه ای :: تامل در باره ابعاد اخلاقی مسائل و موضوعاتی که به مشاغل خاصی مربوط است دغدغه های مهم اخلاق کاربردی : حل معضلات و تعارضات اخلاقی است بطور خلاصه : اخلاق کاربردی یا کاربستی : : کاربرد و تطبیق استدلال ها، اصول ، ارزش ها و ایده آل های اخلاقی درباره رفتارهای اخلاقی اعم از رفتارهای فردی و اجتماعی است هدف از این پژوهش: ارزرش گذاری و ارزیابی اخلاقی و در نتیجه پذیرش یا انکار آن خط مشی ها ورفتارها است اخلاق کاربردی هر مکتب با مکتب دیگر متفاوت است اهمیت و جایگاه اخلاق کاربردی علم اخلاق اگر مهم ترین علم نباشد یکی از مهم ترین و سرنوشت سازترین دانش هاست امام کاظم می فرمایند :: لازم ترین دانش برای تو ، دانشی است که تو را به صلاح قلبت راهنمایی کند و فساد آن را برایت آشکار سازد ((أَلْزَمُ الْعِلْمِ لَكَ مَا دَلَّكَ عَلَى صَلَاحِ قَلْبِكَ وَ أَظْهَرَ لَكَ فَسَادَه)) از مهم ترین رسالت های انبیاء : پرورش اخلاقی مردمان و تزکیه و تهذیب جان ها(رساندن به خُلق کریم و مَنِش های بزرگوارانه) آنان بوده است اخلاق همواره مورد توجه دانشمندان خیرخواه بوده است آثار ارزشمند آنها گویای این مطلب است مشکل عمده بسیاری از افراد با توجه به آشنایی آنها به بسیاری از رذایل و فضایل اخلاقی این است که : 1ـ) به درستی نمیتوانند راه انجام وظایف را تشخیص دهند و راه نجات از منجلاب غیبت و برون رفت از آتش حسد و برخی از رذائل را با توجه به اذعان به بلای خانمان سوز بودن آنها ، نمی دانند 2ـ) در موارد تزاحم وتعارض وظایف اخلاقی نمیتوانند درست تصمیم بگیرند و اهم و مهم نمایند و اهم را انجام دهند از رسالت های اخلاق کاربردی این است :: به بررسی ریشه های بنیادین فضایل و زذایل اخلاقی و راه تشخیص تکالیف اخلاقی و شیوه تحقق آنها در قلمروهای خاصی می پردازد با تقویت بعد عقلانی و استدلالی شیوه استدلال اخلاقی در امور روزمره زندگی را به آنان بیاموزد بنابراین : اگر نگوییم علم اخلاق از مهم ترین علوم است می توان آنرا جز مهم ترین و سرنوشت سازترین دانش ها محسوب کرد در این علم به بررسی افعال اختیاری انسان و صفات حاصل شده از آنها از حیث خوبی یا بدی و بایستگی یا نبایستگی پرداخته میشود و با آن ، امکان توصیف افراد و گروها و جوامع مختلف فراهم می شود که با تقویت بعد عقلانی و استدلالی شیوه استدلال اخلاقی در امور روزمره زندگی را به آنان می آموزد نهایتا ارزرش گذاری و ارزیابی اخلاقی و در نتیجه پذیرش یا انکار آن خط مشی ها و رفتارها را بر عهده می گیرد تاریخچه اخلاق کاربردی کتاب هایی مانند احیاء العلوم و المحجة البیضاء اخلاق دانش و دانشجویی و اخلاق جنسی ، معیشتی ، معاشرت و مسافرت را به طور ویژه مورد توجه قرار می دهد و کتاب های ارزشمند دیگر از قبیل : آداب المتعلمین (خواجه نصیر طوسی) و منیة المرید ( شهید ثانی) آداب التخاطب ( میر محمد عباسی) آداب البحث . المناظره (میر غیاث الدین حسینی) آداب البحث (کمال الدین میثم بن علی بحرانی ).....آداب العشرة ، آداب السفر ، آداب الملوک . آداب الضیافة وسعت کتب اخلاقی و گسترگی مباحث آن ، نشانگر اهمیت این علم نزد متفکرین و دانشمند دلسوز جوامع در اعصار و اقطاب مختلف بوده است . اخلاق دانش اندوزی اهمیت و ضرورت اهمیت آن از دیدگاه اسلام : بهترین دلیل جایگاه تعلیم و تعلم است خدای متعال در قرآن می فرماید : (اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ)بخوان به نام پروردگارت كه جهان را آفريد . انسان را از خونى بسته شده آفريد بخوان كه پروردگارت از هر كريمى كريمتر است . كسى است كه به وسيله قلم تعليم كرد . آرى انسان را تعليم كرد چيزهايى را كه نمىدانست پیامبر عظیم الشان اسلام در مسجد با الحاق به جمعی که مشغول مباحثه و مذاکره علمی بودن فرمودند :: من برای تعلیم فرستاده شده ام (بِالتَّعْلِيمِ أُرْسِلْت) و قرآن تعلیم را یکی از اهداف اساسی بر انگیختن پیامبران می داند (هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَة..) اوست خدايى كه ميان عرب امى (يعنى قومى كه خواندن و نوشتن هم نمىدانستند) پيغمبرى بزرگوار از همان مردم برانگيخت تا بر آنان آيات وحى خدا تلاوت كند و آنها را از لوث جهل و اخلاق زشت پاك سازد و شريعت كتاب سماوى و حكمت الهى بياموزد ضرورت فراگرفتن علم از دیدگاه اسلام مطلق است :: نه قید افرادی ، نه قید زمانی و نه قید مکانی و نه هیچ قید و محدویتی این از کلام پیامبر ص فهمیده می شود (قَالَ النَّبِيُّ طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَة) علم آموزی بر هر مسلمانی واجب است ) برای تعیین معلم و همچنین مکان خاص محدودیتی در اسلام نیست البته تا جایی که انسان توان تشخیص حق و باطل را داشته باشد اما اگر این قدرت را ندارد نباید سخن هر استادی و معلمی را بپذیرد فَضْلُ الْعَالِمِ عَلَى الْعَابِدِ كَفَضْلِ الْقَمَرِ عَلَى سَائِرِ النُّجُومِ لَيْلَةَ الْبَدْر امام باقر می فرمایند : (عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ قَالَ: إِنَّ مُعَلِّمَ الْخَيْرِ لَتَسْتَغْفِرُ لَهُ دَوَابُّ الْأَرْضِ وَ حِيتَانُ الْبَحْرِ وَ كُلُّ صَغِيرَةٍ وَ كَبِيرَةٍ فِي أَرْضِ اللَّهِ وَ سَمَائِهِ.) "" (يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ) خداوند كسانى را از شما كه ايمان آوردهاند و بهره از علم دارند درجات عظيمى مىبخشد" يرفع" در آيه فوق" مجزوم" است به خاطر صيغه امر كه قبل از آن واقع شده كه در حقيقت مفهوم شرط را مىبخشد و" يرفع" به منزله جزاى آن شرط است اشاره به اينكه اطاعت اين دستورات دليل بر ايمان و علم و آگاهى است، و نيز اشاره به اينكه اگر پيغمبر اكرم ص به بعضى دستور داد از جا برخيزند و به تازه واردان جا دهند براى يك هدف مقدس الهى و احترام به پيشگامان در ايمان و علم بوده است. تعبير به" درجات" (به صورت نكره و با صيغه جمع) اشاره به درجات عظيم و والايى است كه خداوند به اينگونه افرادى كه علم و ايمان را تواما دارا هستند مىدهد، در حقيقت كسانى كه به تازه واردان در كنار خود جا دهند درجهاى دارند و آنها كه ايثار كنند و جاى خود را به آنها بسپارند و از علم و معرفت بهره داشته باشند درجات بيشتر دارند. و از آنجا كه گروهى اين آداب را با طيب خاطر و از صميم دل انجام مىدهند، و گروه ديگرى با كراهت و ناخشنودى، و يا براى ريا و تظاهر، در پايان آيه مىافزايد:" خداوند به آنچه انجام مىدهيد آگاه است" (وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ.( نكته ها: 1- مقام علماء و دانشمندان گرچه آيه در مورد خاصى نازل شده، ولى با اين حال مفهوم عامى دارد و نشان مىدهد آنچه مقام آدمى را نزد خدا بالا مىبرد، دو چيز است: 1- ايمان 2- علم. مىدانيم مقام" شهيد" در اسلام والاترين مقام است، در عين حال در حديثى از پيامبر اكرم ص مىخوانيم: فضل العالم على الشهيد درجة، و فضل الشهيد على العابد درجه ... و فضل العالم على سائر الناس كفضلى على ادناهم!: " عالم يك درجه از شهيد بالاتر است، و شهيد يك درجه از عابد ... و برترى عالم بر ساير مردم مانند برترى من بر كوچكترين آنها است در حديث ديگرى از امير مؤمنان على ع مىخوانيم: من جاءته منيته و هو يطلب العلم فبينه و بين الانبياء درجة!: " كسى كه مرگ او فرا رسد در حالى كه در طلب علم است، ميان او و پيامبران يك درجه فاصله است"! مىدانيم در شبهاى ماهتابى مخصوصا شب چهاردهم ماه كه" بدر كامل" است، ستارگان در نور ماه محو مىشوند، و جالب اينكه در مقايسه عالم و عابد در حديث ديگرى از پيامبر ص آمده فضل العالم على العابد كفضل القمر ليلة البدر على سائر الكواكب: " برترى عالم بر عابد همچون برترى ماه در شب بدر، بر ساير ستارگان است" جالب اينكه عابد عبادتى را انجام مىدهد كه هدف آفرينش انسان است ولى از آنجا كه روح عبادت معرفت است عالم بر او برترى فوق العاده دارد. آنچه در باره برترى عالم بر عابد در روايات فوق آمده، منظور از آن فاصله عظيم ميان اين دو است، و لذا در حديث ديگرى تفاوت ميان اين دو بجاى يك درجه، يكصد درجه ذكر شده كه فاصله هر درجه با درجه ديگر، مقدار حركت سريع اسب در هفتاد سال است! «4». اين نيز واضح است كه مقام شفاعت در قيامت از آن هر كس نيست، بلكه مقام مقربان درگاه خدا است، اما در حديثى از پيامبر ص مىخوانيم: يشفع يوم القيامة ثلاثة الانبياء ثم العلماء ثم الشهداء: " سه گروه در قيامت شفاعت مىكنند، 1-) پيامبران، 2-)علما و 3-)شهيدان"! در حقيقت موفقيت در طريق تكامل و جلب خشنودى خدا و قرب او مرهون دو عامل است: ايمان و علم يا آگاهى و تقوى كه هيچكدام بدون ديگرى براى هدايت و پيروزى كافى نيست.[1] دانش اندوزی و پارسایی قرآن : ثمره پارسایی قدرت تشخیص حق از باطل است ((إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقانا)) اگر از خدا بترسيد خداوند قوه تشخيص حق از باطل روزيتان مىكند متون دینی انسان ها را پرهیز از گمان دعوت کرده و به تعقل و تدبر وفراخوانده اند و سیره عملی پیامبرو امامان معصوم هم اینگونه بوده است که مخالفات خود را به بحث عقلی دعوت می کردند و مراد از این دعوت آن است که روح انسان را به پاکی و صداقت نخستینش برای پذیریش حقایق بازگردانند انسان اگر تمام همتش باروری یکی از قوا باشد ، وقتش صرف سرکشی آن قوه و سرکوبی قوای دیگر می شود و لذا انسان واقعی کسی است که در ارضای معقول خواسته های همه قوای درونیش بکوشد کسب دانش و توسعه دانستنی های انسان ، معلول کارکرد قوای درونی و بیرونی اوست انحراف فکری و عقیدتی هم محصول اعتنا به یک قوه و غفلت از قوای دیگر است عنصر تقوا باعث می شود فطرت انسان به پاکی و زلال نخستین خود بازگرددتا بدون دخالت هوای نفس حقایق عالم را بپذیرد بنابراین دانش اندوزی مورد تاکید دین و اولیا دین می باشد که در سایه آن انسان قدرت تشخیص حق از باطل را پیدا می کند و اسلام برای دانش افزایی محدودیتی قائل نیست و توصیه اش : زگهواره تا گور دانش بجوی می باشد إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ غَفُورٌ (فاطر28) «خشيت» ترس همراه با تعظيم و برخاسته از علم و آگاهى است. امام صادق عليه السلام فرمودند: عالم، كسى است كه رفتارش، گفتارش را تصديق كند و گرنه عالم نيست. اين آيه مىفرمايد: علم سبب خشيت الهى است و آيه 28 همين سوره مىفرمايد: خشيت الهى، سبب پندپذيرى از انبيا است. پس نتيجه مىگيريم كه علم بايد سبب هشدارپذيرى شود. بنا بر اين اگر ديديم كه دانشمندان پندپذير نيستند ولى عوام هشدار پذيرند، بايد بگوئيم علمى كه در قرآن مطرح است غير از اصطلاح روز است، بلكه مراد از علم دريافت حقيقت و داشتن نورانيّت و بصيرت و حكمت است و دانشمندان بى تقوى، در آئينهى قرآن جاهلند جهل به عظمت پروردگار، جهل به رسالت و تكليف در دنيا، جهل به هدف آفرينش، جهل به سرنوشت و قيامت. علم و آگاهى بر اسرار هستى، زمينهى رسيدن به خشيت الهى است. «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ ... الْعُلَماءُ» دانشمندان بى تقوا، به علم واقعى نرسيدهاند. «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ» اهل عبادت بسيار است، امّا تنها عالمان به مقام خشيت مىرسند. «إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ» حقیقت جویی دانش پژوهان یکی دیگر از عوامل شکوفایی علوم در تمدن اسلامی حقیقت جویی دانش پژوهان بوده است که در راه حق هیچ چیز ملاحظه نکنند و دنبال حق بروند اگرچه به ضررشان باشد. در قرآن آمده است: و من اظلم ممّن افتری علی الله کذبا، او کذّب بالحقّ لما جائه (عنکبوت/68): چه کسی ستمکارتر از آن است که بر خدا دروغ میبندد یا به هنگامی که حقّ به سوی او میاید تکذیبش میکند؟ ابویعقوب کِندی میگوید: «شایسته است که هدف ما تحصیل حق از هر منبعی که مییابیم باشد، زیرا برای طالب حق هیچ چیز سزاوارتر از حق نیست.» ابوالفضل بیهقی مینویسد: «من که این تاریخ را پیش گرفته ام، التزام این قدر بکرده ام تا آنچه نویسم یا از معاینه من است یا از سماع درست از مردی ثقه.» ابوریحان بیرونی نیز در کتاب تحقیق ماللهند می آورد: «این کتاب را درباره عقاید هندوان تألیف کردم و هرگز در حق آنان که با ما اختلاف دینی دارند، تهمت زدن بی اساس را برایشان روا نداشتم، و نیز این مطلب را مخالف دینداری و مسلمانی خویش نپنداشتم که کلمات ایشان را در آنجا که خیال میکردم برای روشن شدن مطلبی ضرورت دارد با طول و تفصیل بیان کنم. اگر این گونه نقلها کفرآمیز به نظر میرسد و پیروان حق یعنی مسلمانان آنها را قابل اعتراض بدانند، این را میگوییم اعتقاد هندوان چنین است و آنان خود بهتر از هر کس میدانند که چگونه به این اعتراضات پاسخ دهند» انتقاد ابوریحان از هندوان این است که آنچه را که موافق نظرشان است درست میپندارند و آنچه را که مخالف نظرشان است، باطل میشمارند او آنها را مصداق این آیه شریفه میداند که: بَل کذّبوُا بِما لَم یُحیطوُا(توبه/29): بلکه چیزی را که دانشش را ندارند دروغ شمردند. موانع دست یابی به علم حقیقی ذهن انسان گاهی دچار لغزش میشود لازم است که علم منطق و انواع مغالطات را به درستی آموخت تا با برخی از مهم ترین لغزشگاه های اخلاقی علم آموزی و خردورزی آشنا شویم پپروی از حدس گمان از آنجا که دستیابی به یقین کاری دشوار است لذا بیشتر انسان ها با توجه به غریزه راحت طلبی براساس گمان رندگی خود را بنا می کنند و ادامه می دهند . از لغزشهای فهم و اندیشه صحیح ، این است که این عادت بد را به ساحت تفکر وعلمی عقلانی سرایت دهد و بر حدس و گمان تکیه کند که این امر در اعتقادات دینی زیان های جبران ناپذیری به بار می آورد و قران کریم به شدت با آن مخالفت ورزیده و مخاطبان را از پیروی از حدس و گمان بر حذر می دارد مانند این آیه که می فرماید:((...قُلْ هَلْ عِنْدَكُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنا إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ تَخْرُصُونَ«انعام148»)) بگو مگر پيش شما علم و اطلاعى هست اگر هست آن را درآوريد و به ما نشان دهيد، شما جز پيروى گمان نمىكنيد و جز تخمين نمىزنيد طرفداران جبر، منطق ندارند و در پى خيالاتند. «إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ» 10 اگر به جاى علم و يقين، در پى ظن و گمان باشيم، گمراه خواهيم شد. «إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ» تقلید کو کورانه از موانع تحصیل علم واقعی سر سپاری به تفکر و اندیشه دیگران می باشد . ویژه گی خیلی از انسان ها این است که باورهای عمومی و اجتماعی را به سادگی و بدون تفکر می پذیرند .بسیاری از مردمان در اندیشه و نوع نگاه به مسائل کلی و حیاتی مانند وضعیت ظاهری از دیگران تقلید می کنند چرا که ریشه تمام تقلیدها در اندیشه و مسائل کلی است قرآن کریم می فرماید((وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ (بقره170))) و چون به ايشان گفته شود آنچه خدا نازل كرده پيروى كنيد مىگويند: نه، ما تنها آن را پيروى مىكنيم كه پدران خود را بر آن يافتيم آيا اگر پدران ايشان عقل نمىداشتند و هيچ چيز نمىفهميدند و راه بجايى نمىبردند باز هم پيرويشان مىكردند؟ زشتی تقلید در هر گونه دنباله روی کورکورانه از شخصیت های مشهور جامعه علاوه بر تقلید از پیشینیان می باشد در این راستا اسلام فرد را مسئول می شناسد و تقلید از بزرگان را عامل گمراهی عده ای می داند ((وَ قالُوا رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبيلاَ (احزاب67))) و گفتند: پروردگارا! ما بزرگان و سالخوردگان خود را اطاعت كرديم، و آنها ما را گمراه كردند «لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ» تقليد كوركورانه، پيروى از عادات و خيالات، تبعيّت از نياكان، باور كردن پيشگويىها، خوابها، حدسها و گمانها، قضاوت بدون علم، گواهى دادن بدون علم، موضعگيرى، ستايش يا انتقاد بدون علم، تفسير و تحليل و نوشتن و فتوا دادن بدون علم، نقل شنيدههاى بىاساس و شايعات، نسبت دادن چيزى به خدا و دين بدون علم، تصميم در شرايط هيجانى و بحرانى و بدون دليل و برهان، تكيه به سوگندها و اشكهاى دروغين ديگران، همهى اينها مصداق «لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ» بوده و ممنوع است. به مقتضاى روايات متواتر و معتبر، پيروى از اصول قطعى شرعى (مانند فتواى مجتهد، يا علمى كه به اطمينانهاى نزديك به يقين اطلاق مىشود) پيروى از علم است. هم چنان كه مردم از نسخهى پزشك متخصّص و دلسوز، علم پيدا مىكنند، از فتواى مجتهد جامع الشرائط و متّقى نيز علم به حكم خدا پيدا مىكنند. بنا بر اين اين مرحله از علم كافى است، هر چند علم درجاتى دارد و مراحل عميقتر آن مانند: علم اليقين، حقّ اليقين و عين اليقين مىباشد. امامان معصوم عليهم السلام، اصحاب خود را از شنيدن و گفتن هر سخنى باز مىداشتند و به آنان توصيه مىكردند كه دربانِ دل و گوش خود باشيد. و در اين امر، به اين آيه «لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ» استناد مىكردند 1 زندگى بايد بر اساس علم و اطلاعات صحيح و منطق و بصيرت باشد. «لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ» 2 بازار شايعات را داغ نكنيم و با نقل شنيدههاى بىاساس، آبرو و حقوق افراد را از بين نبريم. «لا تَقْفُ» ... 3 قرآن بساط ساحران، كاهنان و پيشگويان را كه مردم سادهلوح را دور خود جمع مىكنند، بر هم مىزند. «لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ» 4 راه شناخت، تنها حس نيست، دل نيز يكى از راههاى شناخت است. «السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ شتاب زدگی گاهی وقتها انسان با در دست داشتن اطلاعات اندکی در باره یک موضوع شتابزده نتیجه گیری می کند این اظهار نظرهای شتابزده یکی دیگر از لغزشهای اخلاقی است قرآن کریم در این مورد انسان را (عجول قلمداد می کند)( وَ يَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَيْرِ وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولاً (اسراء11)) انسان با شوق و پرتجملى كه خير و منفعت خود را مىجويد چه بسا به نادانى شر و زيان خود را مىطلبد و انسان بسيار شتاب كار است و روایات هم این لغزش را تقبیح کرده است امیر المومنین می فرماید( ذَرِ الْعَجَلَ فِي الْأُمُورِ فَإِنَّ الْعَجَلَ فِي الْأُمُورِ لَا يُدْرِكُ مَطْلَبَهُ وَ لَا يُحْمَدُ أَمْرُهُ.) تمایلات نفسانی هدف از علم نیل به حقیقت است زمانی به حقیقت نائل می شویم که گرد و غبار گرایش های نفسانی را از چهره زدوده باشیم بنابراین جهت گیری های تعصب آمیز مسیر تعلیم را منحرف می کند کلام امیر المومنین در نهج البلاغه این است (وَ مَنْ عَشِقَ شَيْئاً أَعْشَى بَصَرَهُ وَ أَمْرَضَ قَلْبَهُ فَهُوَ يَنْظُرُ بِعَيْنٍ غَيْرِ صَحِيحَةٍ وَ يَسْمَعُ بِأُذُنٍ غَيْرِ سَمِيعَةٍ قَدْ خَرَقَتِ الشَّهَوَاتُ عَقْلَهُ وَ أَمَاتَتِ الدُّنْيَا قَلْبَه) در حدیثی دیگر طمع را موجب ناکارآمدی اندیشه معرفی می فرماید رذایلی مانند عجب و خود بزرگ بینی سستی عقل را در پی خواهد داشت چند چیز مانع از دست یابی به علم حقیقی می شود 1ـ پیروی از حدس و گمان : که اگر به حیطه تفکر سرایت نماید بسیار خطرناک و خانمانسوز خواهد بود2ـ تقلید کور کورانه : در این مورد دستور العمل هایی در قرآن و روایات ذکر شده مبنی بر اینکه آنچه باعث فرو رفتن در بحر جهالت می گردد همین تقلید از پیشینان و حتی از شخصیت های مشهور جامعه است3ـ شتابزدگی 4ـ تمایلات نفسانی : انسان زمانی به حقیقت نائل می شود که خواسته های نفسانی را از خود دور کرده باشد 4ـ آداب اخلاقی آموختن حضرت رسول در توصیه ای به ابوذر غفاری میفرمایند :((برخی از بهشتیان به جهنمیان می گویند چه چیزی شما را جهنمی کرد در حالیکه ما به برکت تعلیم شما بهشتی شدیم آنها می گویند ما در حین توصیه به دیگران به کارهای خیر خود و به گفته هایمان عامل نبودیم )) انگیزه الهی (اخلاص) در اسلام آنچه افضل از خود عمل است نیت و انگیزه انجام آن عمل است اصولا ماهیت هر عملی با توجه به نیتی که فرد در انجام آن عمل داشته است مشخص می شود (انما الاعمال بالنیات) حسن فعلی برای ارزشگذاری کافی نیست بلکه حسن فاعلی نیز باید ضمیمه شود قرآن می فرماید (قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِه ...اسراء84) تو به خلق بگو كه هر كس بر حسب ذات و طبيعت خود عملى انجام خواهد داد و خداى شما بر آن كس كه راه هدايت يافته از همه آگاهتر است امام خمینی ره می فرماید : نیت فصل محصِّل عمل است و صحت و فساد و نقص و کمال به آن وابسته است کار ارزشی از دیدگاه اسلام آن عملی است که صرفا برای رضایت خداوند انجام شده باشد در این راستا انگیزه ها نیز فرق می کند یکی برای بهره مندی از نعمت های خدا و رسیدن به بهشت و دیگری برای ترس از عذاب الهی و دوری از جهنم و دسته سوم صرفا برای خشنودی خداوند است نکته : تکامل نفس انسان ورسیدن به سعادت ابدی تاثیری تکوینی است نه قراردادی و به همین منظور باید گفت : نیت بیانگر یک رابطه حقیقی است نه قراردادی و منظور از نیت هم داعی و انگیزه کار است نه آنکه به زبان جاری کند برای چیست یا حتی به ذهنش خطور کند علم اندوزی درصورتی ارزشمند و دارای قیمت است که هدف اصلی از آن ، قرب الهی باشد در غیر اینصورت تاثیری در سعادت واقعی ندارد و نشانه نیت الهی این است که هر چه قدر بر علم و دانش او افزود می شود تواضعش در مقابل مردم و خشیئتش در برابر خدا هم افزایش یابد دانشجو باید بکوشد که تعلیم و تعلم را با انگیزه های پست دنیایی آلوده نکند . پس آنچه به عمل و دانش اندوزی ارزش و رنگ و لعاب می دهد خلوص نیت است که دانش و عمل انسان را ماندگار میکند و نیت انسان زمانی ارزشمند است که کار را برای قرب خدا شروع و برای قرب او به پایان رساند انتخاب استاد شایسته انتخاب استاد مورد تاکید اولیا دین بوده است اما باقر در جواب سوالی که پرسیده شد منظوراز طعام در این آیه(فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ (عبس24)) چیست فرمودند (عِلْمُهُ الَّذِي يَأْخُذُهُ مِمَّنْ يَأْخُذُهُ.) دانشجو تا جایی که شرایط به او اجازه می دهد باید در انتخاب استاد شایسته کوشا باشد و بنگردد که علمش را از چه کسی و چه تفکری اخذ می کند خصوصیت استاد شایسته : پیامبر می فرماید : استاد خوب و شایسته کسی است که دانش پژوه را 1ـ ) از تکبر به تواضع دعوت کند2ـ) از حیله گری و چاپلوسی به خلوص و خیر خواهی فرا می خواند3ـ) از جهل به علم می کشاند استادی است که دین او انسان را به یاد خدا بیاندازد و شنیدن سخنش بر علم دانشجو بیافزاید رعایت اولویت ها مهم ترین وظیفه دانشجویان تحصیل دانش های سودمند برای جامعه است و لذا لازم است در کلاس درس و خارج از آن به دنبال فهم و یادگیری مسائل ضروری باشد امیر المومنین علی می فرماید(سَلْ عَمَّا لَا بُدَّ لَكَ مِنْ عِلْمِهِ وَ لَا تَعَذُّرَ فِي جَهْلِهِ.)دانش ها بیش از آن است که تو بتوانی همه آنها را بیاموزی و بر آنها احاطه یابی ، پس باید گلچین کرده و از هر دانشی بهترین ها ی آن را بر گزینی پیامبر اکرم : نسبت عرب نسب شناس فرمودند این دانشی است که اگر کسی نداند ضرر نکرده است و کسی که آن را می داند سودی نمی برد خوب گوش دادن هنر خوب گوش دادن به استاد لازمه دانشجویی است که راهی است برای بهره مندی بیشتر و بهتر از محضر استاد شنونده خوب کسی است که :: اولا:به سخنان گوینده خوب دقت نماید (برای ادراک آمادگی کافی داشته باشد) ثانیا : بردبار و شکیبا بوده و احساس خستگی نکند ثالثا : بتواند میان نکات اصلی و فرعی تفکیک قائل شود مثلا مناقشه در مثل نکند و لُبّ سخن را دقت کند پرسش و پرسشگری پرسشگری در برخی اوقات از نظر شرعی و فقهی واجب است پیامبر گرامی اسلام پرسش را کلید خزائن دانش معرفی کرده اند و یا در جایی دیگر حضرت می فرماید ((دانش گنج است و کلیدش پرسش )) چهار دسته ماجورند : 1-پرسشگر 2-گوینده 3-شنونده 4- دوستدار آنها پرسش در صورتی دارای ارزش اخلاقی است که به منظور کشف حقیقت و فهم واقعیتی باشد و باید پرسش های ما در مورد موضوعاتی باشد که گرهی از کار ما و دیگران می گشایند و مشکل و معضلی را بر طرف می کند استاد نیز نباید از پرسش های دانشجویان خسته و آزرده نشوند و اگر پاسخ سوالی را نمی دانست باید شجاعانه بگوید «نمی دانم» و بداند اینگونه نیست که : اگر در پاسخ سوالی بگوید نمی دانم اصلا چیزی نمی داند و نباید صاحب نظران در مواجه با هر سوالی بلافاصله جوابگو باشند درروایت آمده است که یکی از عوامل اختلاف و تفرقه ، پرگویی جاهلان است( قَالَ لَوْ سَكَتَ الْجَاهِلُ مَا اخْتَلَفَ النَّاس) یا (لَوْ سَكَتَ مَنْ لَا يَعْلَمُ سَقَطَ الِاخْتِلَاف)که اگر انسان در مورد آنچه که نمی داند سکوت اختیار کند و اظهار فصل ننماید اختلاف و مشاجرات از بین می رود . امام صادق : کسی که بنا باشد هر سوالی پاسخ دهد دیوانه است در مسائل دینی اگر کسی نادانسته پرسش های دینی مردم را پاسخ دهد مورد لعن و نفرین همه فرشتگان خداوند است ضبط و نگارش مطالب پیامبر ص تشویق می کردند که علم را زنجیر کنید و در پاسخ به اینکه چگونه علم را زنجیر کنند می فرمودند : با « نگارش آن »امام صادق ع می فرماید : دانش را بنگارید چرا که شما بدون نگارش نمی توانید آن را حفظ کنید یا می فرماید : کتاب های خود را نگهدارید چرا که در آینده به آنها نیاز خواهید داشت تواضع در برابر استاد در روایات احترام به عالمان نشانه بهره مندی از عقل و حرمت عالمان همانند و همسنگ حرمت شهیدان و صدیقان معرفی شده است و از شاگردان خواسته شده است که برای استادان همچون بنده و خدمتکار باشند (مَنْ تَعَلَّمْتَ مِنْهُ حَرْفاً صِرْتَ لَهُ عَبْدا)دلیل ارزش و مقام استاد : اهمیت و ارزشمندی خود علم است و دانایان را نباید هم سنگ نادانان قرار داد ((قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُون)) بگو آيا آنها كه مىدانند و آنها كه نمىدانند يكسانند؟ هرگز ولى تنها كسانى متذكر مىشوند كه داراى خرد باشند )) از اهداف تواضع ، رشد و پیشرفت علم و در نتیجه پیشرفت جامعه اسلامی می باشد. متاسفانه برخی اوقات بزرگی یک اندیشمند در چشم شاگردانش موجب خود کم بینی شاگردان می گردد تا جایی که جرئت و اندیشیدن و همچنین اعمال نظر و پرسش و پاسخ را از آنان ستانده است پس : از وظایف دانش پژوه هان و طالبان علم : 1ـ رعایت اولویت ها2ـ خوب گوش دادن3ـپرسش و پرسشگری 4ـ ضبط و نگارش مطالب و5ـ تواضع در برابر استاد می باشد امام سجاد در رساله حقوق در مورد رعايت ادب در برابر استاد می فرماید: حق كسى كه ترا تعليم و تربيت مىدهد اين است. 1-) كه او را بزرگ دارى، 2-) مجلسش را محترم بشمرى، 3-) به سخنانش كاملا گوش فرا دهى، 4-) رو به روى او بنشينى، 5-) صدايت را از صداى او بلندتر نكنى، 6-) هر گاه كسى از او سؤالى كند تو مبادرت به جواب ننمايى، 7-)در محضرش با كسى سخن نگويى، 8-) نزد او از هيچكس غيبت نكنى، 9-) اگر پشت سر از او بد گويند دفاع كنى، 10-) عيوبش را مستور دارى، 11-) فضائلش را آشكار سازى، 12-) با دشمنانش همنشين نشوى، 13) دوستانش را دشمن ندارى، هنگامى كه چنين كنى فرشتگان الهى گواهى مىدهند كه تو به سراغ او رفتهاى و براى خدا از او علم آموختهاى نه براى خلق خدا" 5ـ خودشناسی هر علمی که در خدمت اسلام و مسلمین بوده علوم دینی به شمار می رود آنچه مهم است خلوص نیت و الهی بودن انگیزه تحصیل است آموختن برخی از دانش ها از واجبات عینی است یکی از آنها «خودشناسی»است که مقدم بر کل دانش ها و معرفت و شناخت های دیگر است و در روایات مختلف ارزش خود شناسی مطرح شده است که به عنوان غایت دانش و سودمند ترین دانش ها معرفی شده است خودشناسی چه ضرورتی دارد 1.مقدمه کمال انسان اگر انسان خود را بهتر بشناسد بهتر می تواند از سرمایه های وجودی خود استفاده کند و آنها را شکوفا سازد ؛زیرا نقطه آغاز همان شناخت سرمایه های وجودی است. به این وسیله انسان به تکامل خود می پردازد. 2.پیش درآمد جهان شناسی شناخت جهان عبارت است از ارتباط انسان با جهان خارج از خود ؛ انسان ابتدا باید قوا و ابزارهای شناخت خود را بشناسد تا بعد به شناخت جهان دست یابد. حضرت علی (ع ): " کسی که خود را نمی شناسد ، چگونه غیر خود را تواند شناخت؟!" "کسی که خود را بشناسد ، دیگری را بهتر می شناسد و کسی که به خود جاهل است ، به دیگران جاهل تر است". 3-مقدمه خداشناسی حضرت علی (ع) در این باره می فرمایند: "هر کس خود را بشناسد پرودگارش را می شناسد" فطرت آدمی با معرفت و شناخت خدا آمیخته شده است. دعوت به خودشناسی در حقیقت دعوت به خداشناسی و ارتباط با خداست. از آنجا که وجود انسان وابسته و ممکن الوجود است به خداوند محتاج است. قرآن می فرماید: "ای مردم ! شما به خداوند نیازمندید و خداست که بی نیاز ستوده است"(فاطر : 15 ). اگر انسان درباره ساختار پیچیده خود اندیشه کند بهتر می تواند از ناظم و حکیم به وجود آورنده خود آگاه شود. 4-.حلَّال مشکلات انسان بسیاری از مشکلات روحی و روانی انسان ناشی از خود ناشناسی است.اگر آدمی حقیقت واقعی خود را درجهان هستی بشناسد می تواند بسیاری از مشکلات خود را حل کند و زمینه سعادت خود را فراهم سازد. بسیاری از مکاتب یک جنبه از و جود آدمی را در نظر گرفته اند و در حقیقت انسان را نشناخته اند و دچار اشتباه شده اند ؛ مکاتبی نظیر مارکسیسم ، لیبرالیسم (آزاد اندیشی) ، نازیسم( نژاد پرستی ) و ماتریالیسم(مادی گرا ) به خود ناشناسی رسیده اند؛ زیرا اگر انسان خود را بشناسد فرامین الهی را اطاعت خواهد کرد و به آرامش و سعادت خواهد رسید. انسان و امتیازهای او در قرآن 1- خلیفه و جانشین خداوند در زمین است.(بقره/30) 2- برترین ظرفیت علمی را دارد.(بقره/31و32و33) 3- امانتدار الهی است.(احزاب/72) 4- جهان کارگزار آدمی است.(لقمان/20) 5- انسان مسجود فرشتگان است.(بقره/34) 6- انسان دارای کرامت ذاتی است.(اسراء/70) اخلاق پژوهش 1ـ اهمیت و جایگاه هدف اصلی یا یکی از اهداف اصلی نظام های آموزشی در هر جامعه ای پرورش پژوهشگر و محقق است و رشد علمی در هر جامعه ای مرهون پژهش های نو و جدید است به طور کلی پیشرفت مادی و معنوی در گرو پژوهش و تحقیق است چه فراوان اند اندیشمندانی که فکر ، اندیشه و پژوهش خود را در خدمت توسعه و ترویج فرهنگ شیطانی قرار می دهند حتی در بین متدینین هم هستند که تحقیقشان آنان را از سعادت دور می سازد چون جهت گیری تحقیق آنها نهایتا درخدمت گسترش کفر و الحاد بوده و از حقایق و علوم راستین بدور است فضایل اخلاقی در پژوهش تصحیح انگیزه و نیت تحقیقات ما زمانی حقیقةً معنادار و دارای جهت مشخص و به حال خودمان و جامعه مفید خواهد بود که با انگیزه الهی و نیت درست همراه باشد البته هر کاری را نمیتوان با انگیزه الهی انجام داد مثلا سرقت و خیانت را نمی تواند با انگیزه الهی انجام صورت گیرد درنتیجه هر کار خوبی تا انگیزه الهی نباشد ارزش اخلاقی ندارد . پژوهش با نیت الهی بدان معناست که باید پژوهش و تحقیقات او درخدمت اهداف الهی و در جهت و خدمت به خلق خدا باشد توجه به نقش پیش فرض های ارزشی پژوهشگر نمی تواند فارغ از نظام ارزشی مورد قبولش ، دست به تحقیق بزند هیچ تحقیقی در خلاء رخ نمیدهد بنابراین پیش فرض های دینی و به طور کلی ، نظام ارزشی و جهان بینی و بینش اندیشمند و پژوهشگر از عالم هستی در «استنتاجات علمی» او از پژوهش و آزمایش هایش بسیار تاثیرگذار است آشنایی با پیشینه پژوهش خردمند کسی است که همه رای ها و نظرات را جمع کند تا آنچه که صواب و درست است را از آن مجموع ، بیرون بکشد و به نتیجه جامع و کاملی نائل آید. در هر عصرو زمانی پژوهشگران سعی می کنند که یافته های پیشینیان را چند قدمی جلوتر ببرند بنابر این اگر بخواهیم به نوآوری دست بزنیم باید با پژوهش های گذشتگان در آن موضوع آشنا شویم و گرنه ممکن است بعد از سال ها تحقیق دوباره به آن نقطه ای برسیم که قرن ها قبل دیگران رسیده بودند گزینش مسئله انتخاب مسئله از جمله ی مهم ترین و بنیادی ترین مراحل تحقیق است دامنه وسیع مطالعات ما میزان دقت های علمی ما را در انتخاب مسئله افزایش خواهد داد چون انسان بی مطالعه مشکلی را در سر راه خود نمی بیند تا برای آن راهکاری ارائه دهد و در صدد رفع آن همت بگمارد مسئله باید به گونه ای باشد که مشکلی از مشکلات علمی و عملی جامعه را بر طرف سازد در عین حال هم باید مورد علاقه پژوهشگر هم باشد تا بتواند در مقابل موانع احتمالی مقاومت کند شهامت در پژوهش نباید از انجام کارهای بزرگ به دلیل ترس از ناتوانی و یا ترس از مشکلات احتمالی خودداری کرد بنابراین اگر با همان امکانات اندک اما عزمی راسخ و توکل بر خدا شروع به کار کنیم و تصمیم بگیریم بر مانع فائق بیاییم اگر بر اساس مبانی درست به نتیجه ای رسید که ممکن است افراد بسیاری نپذیرند از طرح آن نهراسد و تحت تاثیر تهدید و تطمیع قرار نگیرد و دست از مبنای خود برندارد امانت داری عدم رعایت امانت داری موجبات فروپاشی نظام اجتماعی را فراهم خواهد نمود هر نویسنده ای اخلاقا موظف است که منبع مطلبی را که ذکر می کند دقیقا مشخص نموده و نام ببرد . امانت داری اقتضا می کند که اگر نقل به معنا هست کاملا آن را ذکر کند و همچنین از نقل تقطیعی خود داری نماید و باید همه سخنان را خوب مطالعه نماید و استنادش به کلام منقول به همان اندازه باشد که ادعا کرده است حقیقت جویی در پژوهش آنچه وظیفه اخلاقی یک محقق محسوب می شود حقیقت طلبی و حقیقت جویی در پژوهش است پژوهشگر باید همه هم و غم خود ر در کشف حقیقت بکار برد نشاط در تحقیق محقق موفق کسی است که با شوق وذوق در پی حل مسئله باشد (نشاط در تحقیق یعنی زندگی کردن با مسئله مورد نظر )در اینصورت احساس خستگی و کسالت نمی کند . شهید مطهری می فرماید: انسان باید به کارش عشق بورزد که شاهکارها محصول عشق هستند نه پول یکی از عوامل بی انگیزگی این است که اهمیت کار برای محقق مشخص نشده است ممکن است کسالت و سستی معلول اهدافی چون شهرت و پول است و همچنین عدم توجه محقق به توانایی ها و امکانات و محدودیت های خود است بنابراین توجه به توانایی شخصی و فردی نشاط و شادابی در سیر تحقیق به محقق میدهد پژوهش گروهی اتقان و استحکام پژوهش های گروهی قابل مقایسه با پژوهش های فردی نیست چرا که پژوهش گروهی هم نورانیت بیشتری خواهد داشت و هم افق های دقیق تری را بر روی انسان می گشاید . امیر المومنین : بهترین آراء از آن کسی است که از مشورت با دیگران خود را بی نیاز نبیند برای یک تحقیق متقن و صحیح لازم است مراحلی طی شود و مراتبی مراعات گردد 1ـ) آشنایی به پیشینه تحقیق 2ـ) انتخاب مسئله مورد تحقیق 3ـ) شهامت در تحقیق 4ـ) امانت داری در نقل کلام 5ـ)حقیقت جویی در تحقیق 6ـ) نشاط در تحقیق 7ـ) انجام تحقیق به صورت گروهی 8 ـ)مهم تر از همه داشتن جهان بینی الهی و پیش فرض های دینی آسیب شناسی اخلاقی پژوهشی شهرت زدگی بسیاری از محققین به صرف مشهور بودن یک باور و یا عقیده یا فرضیه آنرا می پذیرند و پایه تحقیقات خود قرار می دهند لازم است به این مسئله که مشهور بودن یک رای و عقیده هرگز به معنای درست بودن آن نیست واقف بود که (اکثریت = با حقانیت نیست ) شتابزدگی صبر و بردباری رکن مهم پژوهش هست و کمترین آفت شتابزدگی این است که مانع درک درست موضوع می شود در روایتی آمده است که : کسی می تواند به حقیقت دانش دست یابد که تداوم در دانش اندوزی داشته باشد و کم ترین هنر و خدمت پژوهشگر صبور و بردبار این است که : در صورت نتیجه بخش نبودن تحقیقیاتش به جامعه علمی راه های نادرست را نشان داده است و از اینکه مجددا وقت و سرمایه در آن راه هزینه شود ممانعت به عمل خواهد آمد دخالت دادن خواسته های شخصی رعایت اصل بی طرفی نشانه انصاف یک پژوهشگر است و از معایب تحمیل دیدگاه ها و خواسته های تحقیقی این است که خود و مخاطبان را به انحراف می کشاند . محقق راستین کسی است که خود را تابع حاصل تحقیق بداند و نه حاصل تحقیق را تابع خودش ، پژوهشگر حقیقت طلب کسی است که تسلیم نتایج پژوهش باشد نهی از تفسیر به رای در قرآن از همین جا ناشی شده است که شخص با پیش فرض های از پیش تعیین شده سراغ قرآن می رود یکی از مهم ترین دلایل اختلاف بر سر موضوع امامت پس از رسول مکرم اسلام : همین است که افراد نمی خواهند بدون پیش فرض ها از پیش طراحی شده به سراغ مطالعه منابع تاریخی و مستندات روایی این موضوع بروند انتحال به معنای سرقت ادبی ، معنای دیگری که برای انتحال آورده اند ، عبارت است از «خود را به مذهبی بستن ، خود را به مذهبی یا به قبیله ای منسوب ساختن ، خویشتن را به کسی باز خواندن»نویسندگان و محققانی که می کوشند برای درست جلوه دادن سخن و مدعای خود افراد نام و نشان دار و صاحب نفوذ علمی و تاریخی را مدافع نظریه خود معرفی کنند در حقیقت مرتکب عمل غیر اخلاقی انتحال شده اند امروزه در عالم تحقیق و نویسندگی سرقت ادبی یکی از گناهان کبیره است و هیچ عذری دراین باره پذیرفته شده نیست از آسیب های اخلاق پژوهشی 1ـ) شتابزدگی2ـشهرت زدگی3ـ تفسیر به رای 4ـانتحال است
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر ۱۳۹۲ساعت 22:40  توسط محک
|
|